از آزادگی به دیگری

از آزادگی به دیگری

***
روزهای روزگار می گذرد، کوچه ها، در طول سال، گاهی اوقات آذین بسته می شوندف گاهی اوقات هم عزادارند…بسته به مناسبت های مذهبی در طول سال…هر موقع از سال شهر حال و هوای خاص خود را دارد. انسان با تفکر در شب و روز، و تغییر آن می تواند دیدگاهش به مرگ نیز تغییر می کند…عمر شما همچون شب بلندی است یا روز بلند. کاروان عمر این چنین در شبی طولانی از میان بیغوله ها می رود تا به منزل مرگ می رسد.

لویناس می گوید:

levinas

خصلت پیش بینی ناپذیر مرگ از آن روست که مرگ در درون هیچ افقی جای ندارد. باب مرگ به روی فراگرفت گشوده تیست. مرگ مرا در قبضه خود می گیرد بی آنکه امکانی را که من در منازعه دارم برایم باقی گذارد، زیرا در مقام منازعه من ان چیی را که مرا در قبضه ی خود می گیرد در می یابم.(علیا،۱۳۸۸، ص ۹۴-۹۵(

از این روست که مرگ را قبل از این که مرد نمی توان تجربه کرد…ولیک با زندگی چه کنیم، زندگی نیز بی عقل بی کاربرد و بیفایده است. در حال غضب است که ما سقوط می کنیم و وقتی که مالک آن نباشیم ، هستی ما نیز سقوط می کند چون عقل را هم از دست می دهیم.

امام صادق (ع ) فرمود: غضب دل شخص حكيم را نابود كند (از اينرو بجاى حكمت از او سفاهت بينند) و فرمود: هر كس مالك غضب خود نباشد، مالك عقل خود نخواهد بود.(کافی، ج ۳، ۴۱۵(

و نیز شرط دستیابی به آزادگی حفظ عقل در زندگی است. و نه همرنگ جماعت شدن و تندخویی کردن. از این رو مثل همه چیز، هدایت در این زمینه را نیز باید از خداوند خواست. اهدنا الصراط المستقیم. وقتی خوب می نگریم، می بینیم روزگار بعد از ما هم می آید… زمان می گذرد…هر بار که کسی به به این مسائل فکر می کند عطری فضای هستی را می گیرد. عطر خوش تفکر عمیق و توحیدی. ببنید توحید ریشه در تفکر عمیق در نشانه های خداوند دارد. بسیاری در طول تاریخ چنین اندیشه هایی داشته اند. صحابیون صدر اسلام نیز این چنین بوده اند. در هر حال، عطر این جور تفکرات، هنوز در راهرو روزگار جاری است و این خودش شگفتی آور است …عطر صفای توحید را باید در دل حقظ کرد. باید کاری کرد در کالبدمان عطر توحید انباشته شود و صمیمیت با دل های شکسته را نیز نباید فراموش نمود..دیده ایم که بعضی ها وقتی از غفلت در مورد این مسائل خارج می شوند، چگونه شادی کنان از راه قبلی خود بر می گردند و دوباره به دلجویی مردمان شکسته دل می پردازند… خلاصه که باید رفت سوی مذهب گل سرخ و نیز یافتن عطر صمیمت، باید در مفهوم صمیمیت توجه نمود. باید لذت نوازش کودکان را چشید…صمیمت در درون خود مفهوم های دیگری را هم دارد که می توانند مورد بررسی قرار گیرند. مانند آزادگی . اگر دل شکسته ای را مرهمی بگذاریم آنگاه کم کم برای تمرین آزادگی آماده می شویم این طوری می شود که می توان فهمید که سرو چرا آزاده است؟ و دیگر آینه ها را بیشتر می فهمیم وقتی رک و راست همه مطالب را به ما می گویند و به ما برنمی خورد. بنابراین برای دستیابی به آزادگی پیش از هر چیز اصلاح رابطه با “دیگری” است که اهمیت می یابد. اول باید به او تند خویی نکرد تا شرط عقل را به دست آورد. اما هنوز هم زمان هست. پس امید هست. می توان دوباره آغاز کرد و عقل را به کار برد و شرط آزادگی را نیز به جا آورد. باز هم از لویناس:

مادام که زمان هست. امید هست. زمان وعده ای است و امیدی، زیرا امکان آغاز دوباره است. آینده صرفا حول محور می چرخند… پیش بینی ناپذیری آینده اشاره دارد به گسستی میان حال و آینده. در اینجا انفصال هست. هر لحظه یک گشایش است. یک آغاز و لحظه آغاز دیگر است.(علیا،۱۳۸۸، ص ۹۶ )

منابع:
اصول كافى ج : ۳ ص : ۴۱۵ رواية :۱۳
علیا مسعود.(۱۳۸۸). کشف دیگری همراه با لویناس. نشر نی.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *