اشیا و شاعر

اشیا و شاعر

بودن یک شی، به نظر انسان در مورد آن ربط دارد. بودن هر شی به این ربط دارد که چگونه در ذهن انسان برای آن برنامه ریزی می شود. حتی در یک شعر نیز اوضاع به همین منوال است. باید دید یک شاعر با خیال خود چه جایگاهی را برای یک شی در شعر در نظر می گیرد. وقتی شعر می گویی، در می یابی  که بیرون از تو، اشیا می توانند به گونه ای برای تو ظهور یابند که شاید چندان هم سرد و ساکت و سقوط کرده نباشند. در شعر است که یک کلمه خود را نشان می دهد که اصل و ریشه اش در عاطفه مخاطب چیست. شاید برای هر انسان، تجربه خواندن شعر به گونه ای خاص باشد ولی هر چه هست، انسان می فهمد که ابیات و یا بند ها قصد دارند اشیا را در جایگاهی خاص نشان دهند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *