اشیا و شاعر

اشیا و شاعر

نوع “بودن” یک شی، به نظر انسان در مورد آن ربط دارد. یعنی این که یک شی می تواند چه باشد به نظر انسان ربط دارد. اشیا برای  انسان هستند تا تغییری روی آنها اعمال شود. بودن هر شی به این ربط دارد که چگونه در ذهن انسان برای آن برنامه ریزی می شود. برنامه ریزی انسان برای تولید یک محصول، یک شی را تغییر می دهد. ما بر اشیا و نام های آنها و مفهوم ها و نمادهایی که از آنها ساطع می شود، تسلط داریم. حتی در یک شعر نیز اوضاع به همین منوال است. باید دید یک شاعر با خیال خود چه جایگاهی را برای یک شی در شعر در نظر می گیرد. وقتی شعر می گویی، در می یابی  که بیرون از تو، اشیا می توانند به گونه ای برای تو ظهور یابند که شاید چندان هم سرد و ساکت نباشند. می توانند اشیایی باشند که به شعرهای شما گرما ببشخند. در شعر است که یک کلمه خود را نشان می دهد که اصل و ریشه اش در عاطفه مخاطب چیست. شاید برای هر انسان، تجربه خواندن شعر به گونه ای خاص باشد ولی هر چه هست، انسان می فهمد که ابیات و یا بند ها قصد دارند اشیا را در جایگاهی خاص نشان دهند. خلاصه که ما دو طرف این ماجرا روبرو هستیم، انسان و اشیا. منتها یک مساله ای وجود دارد: شی لحظه به لحظه به واسطه مادیت خودش تغییر می کند. ما برای شناخت شی با مجموعه ای از “اکنون ها” روبرو هستیم که در کنار هم قرار می گیرند، گسسته اند و منفصل از هم، انگار تصاویری از شی را در کنار هم  می گذاریم. انسان قضیه اش فرق می کند، انسان خود زمان را در درون خود دارد، هویت یک شی در شعر به صورتی می شود که عاطفه انسانی آن را هم از جنس زمان می کند. به دیدگاه هایدگر در مورد شی و انسان توجه کنید:

تصور جدیدی که هدیگر به ما عرضه می کند زمان مندی است با سه بعد زمان حال  و آنچه بوده است و آنچه می آید. این سه بعد دلمشغولی را ممکن می سازد  و پر واضح است که این سه بعدی زمان مندی  مطابق با سختار سه لایه دل مشغولی  در مقام امکان (فرا فکنی آن چه پیش می آید)، واقع بودگی (به عهده  گرفتن آنچه بوده است)  و سقوط (اهتمام به زمان حال)  است. تصور اجالی از وجود در مقام زمان مندی به ما کمک می کند تا  تمایز میان “دازاین”  و شی یا  حتی حیوان  را دقیق تر رسم کنیم. شی(جوهر) در زمان دوام می آورد. شی در زمان است و با زمان تغییر می کند اما نسبت آن با زمان  نسبت حرکت کردن  از یک “اکنون”  به اکنونی” دیگر است و لذا در هر لحظه  مفروضی  گذشته آن “دیگر” نیست  و نسبتی بیرونی است. از سوی دیگر موجود (انسان) صرفا محدود به “اکنون” نیست. یعنی در حرکت ممتد از یک اکنون به لحظه بعد. بلکه او حاصل زمان است و زمان دارد. (مک کواری، ۱۳۹۶،  صص ۷۶-۷۷)

منبع:

مک کواری، جان.(۱۳۹۶). مارتین،هایدگر. ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی. نشر هرمس.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *