اظهارات بستگان ساسان: هنر و تنهایی

marcuse

پیشرفت آزادی نیازمند پیشرفت آگاهی از آزادی است. (مارکوزه)

 

 

اظهارات بستگان ساسان

هنر، در درون خود(فی نفسه)، آزادی را دارد. هنر از جنس مالکیت، آزادی دارد. هنر فی نفسه آزادی است. ولی آزادی نهفته است.  و لیک وقتی برای خود(لنفسه) میشود که تنهایی آدمیان را مورد موشکافی قرار دهد. هنر از درون خود برون می آید. هنر برای خودش می شود. خود هنر، آزادی می شود. درون واژه هنر، آزادی می شود. فرقی نمی کند چه نوع تنهایی مد نظر باشد: تنهایی وجودی… حتی تنهایی پیش پا افتاده احساسی! که گاهی با چند تا قرص هم حل می شود…یا تنهایی عاطفی. یک مثال بزنیم: نقاشی وابسته به تنهایی، از درون تغذیه می شود و زمان زیادی را پشتیانی خود دارد. یعنی یک تاریخ پشت مفهوم تنهایی نشسته است. در می کوبد. می خواهد بیاید روی بوم. تنهایی بوم را تغذیه می کند. تنهایی حتی روی پیچش دست نقاش تاثیر می گذارد. تنهایی بازتابنده است. تنهایی روی عامل افکنده شدن اثر هنری روی بوم تاثیر گذار می باشد. بازتاب می یابد.

هگل به سه نوع هنر قایل است : ” نمادین و کلاسیسم و رمانتیک،. هنر نمایدن  که هنوز صورت یابی منسجم “معنی”  را کشف نکرده است بر عکس بیشتر با “صورت”  منازعه می کند  و سعی دارد  نفوذ پیدا  کند تا بتواند به فراسوی آن قدم نهد. معنای این نوع هنر و محتوای خاص آن کاملا محرز می دارد که هنوز به صورت نامتناهی نرسیده است. و نه تنها روح آزاد شناخته نمی شود بلکه اصلا از چنین مرتبه ای آگاهی ندارد. هنر نمادین محتوایی جز نوعی اولویتی انتزاعی و تفکر محض و گرایشی برای رسیدن به آن و نشان دادن بلافاصله ی آن در اختیار دارد و قادر نیست به اثر خود هماهنگی ببخشد. گویی این هنر موفق نمی شود هدف اصلی خود را بیابد. نوع دوم هنر  با عنوان ” کلاسیک”  تحقق پیدا کرده و به کمال رسیده است.  این هنر برای هماهنگی ابتنای کامل دارد  و هنر والا نیز از ان نشات گرفته است. نوع دیگری از هنر که به سبب نقص تناسب میان معنی  صورت به لحاظ امر نامتناهی  وجود دارد هنر رمانتیک نامیده می شود. (مجتهدی، ۱۳۸۹، ص۱۹۵)

همچنین نباید فراموش کرد که:

این تماشاگران هستند که تابلوهای نقاشی را می سازند . این سخنان هنرمند مارسل دوشان در دوره ای است که انسان شناس مارسل موس بیان می کرد که این مشتریان جادوگر هستند که با باورشان به قدرت های جادویی ، آن ها را کارساز می کنند. این می توانند دستور کار یک بیانیه  “سازنده” باشد که بنا دارد اثبات کند که، مثل هر پدیده اجتماعی،  هنر یک داده طبیعت نیست بلکه پدیده ای در گذر تاریخ و تجربیات ساخته شده است. (هینیک، ۱۳۸۷، ص ۷۱)

 

منبع:

مجتهدی، کریم(۱۳۸۹) افکار هگل. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

هینیک، ناتالی (۱۳۸۷). جامعه شناسی هنر. ترجمه عبدالحسین نیک گهر. نشر آگه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *