امید

امید، بیرون از هر گونه تحلیلی، در اولین نگاه، وامدار مفهومی است به نام “زمانی طولانی“. زمانی طولانی با تجربه ای نیک، پشت سر امید نیک قرار دارد. در امید انباشت تجربه های قبلی ما و دیگران باعث می شود تا ما زمان بخواهیم از گردش فلک. دیگران می توانند ما را دلداری دهند. آنها می توانند تجربیات خود را در اختیار ما قرار دهند. از این رو زمان برای ما طولانی تر می شود و گذران آن دلپذیرتر می گردد. پس یک انباشت، پشت امید وجود دارد. یعنی انباشت تجربه. در امید است که بسیاری از کارها وجه عاطفی برای خود پیدا می کند. یعنی نسبت ما به جهان مورد یک سوال قرار می گیرد. آیا جهان پاسخ امید ما را خواهد داد؟ (با خود می پرسیم)

گاهی آنقدر همه چیز قوی است که ما فراموش می کنیم در یک موقعیت دشواریم یا در یک موقعیت مرزی قرار داریم. گاهی موقعیت عاطفی می شود. کلا که امید عاطفی هست. اما در این جا، نسبت ما با دیگری هم مد نظر می باشد. ما با دیگری در یک چیز می توانیم سهیم شویم. این که هر دو وجود داریم برای امید، برای گشودن راز امید. یعنی هر دو با هم تفکر کنیم که چگونه امیدواریم. نحوه امیدواری نیز اهمیت ویژه ای داریم. شاید چیزی را ببینیم و با هم امیدوار باشیم. شاید چیزی بخوانیم و با هم امید وار باشیم.

marcel

گابریل مارسل

وفاداری خلاق: برای مارسل این که از لحاظ وجود شناختی زندگی کنیم، در برابر زندگی کارکردی، یک شخص باید خلاق باشد. همان طور که او استدلال می کند” یک فرد واقعا زنده صرفا فردی نیست که دیدگاهی در مورد زندگی دارد. بلکه کسی است که ان دیدگاه را می گستراند و آن را بر مردم می باراند. گویی مردم دور و بر او هستند. و فردی که واقعا این گونه زنده است، کاملا جدا از دستاوردهای محسوس دیگران چیزی خلاق را در مورد آنها دارد.(مارسل، ۱۹۵۱، ص ۱۳۹)

Marcel, Gabriel. The Mystery of Being, Volume I.  (Chicago: Charles Regnery Co, 1951) .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *