اندازه گیری در مدرنیته ایرانی

اندازه گیری در مدرنیته ایرانی

خلاصه کلام این که: اندازه گیری امنیت می آورد. چه اجسام را اندازه بگیریم چه عاطفه و وضعیت روحی و روانی خود را. ثبت و اندازه گیری، در ابعاد گسترد و به روشی جدید، شروع مدرنیته است. تلاش برای ثبت، در درون خود امنیت را برای هر جامعه داریم. در پستی مفصل به مشکلات مورگان شوستر، کارشناس مالی آمریکایی می پردازیم… و این که چه مشکلاتی با مستوفی ها برای ثبت داشته است. “اختناق ایران” کتاب جالبی است که از وی به جای مانده است. 

گفتیم از مدرنیته و امنیت و ثبت…فکر که می کنیم می بینیم بیرون از ما، در آن جهان خارج اتفاقات زیادی در حال افتادن است. این اتقاقات می توانند علمی باشند یا عاطفی. این اواخر، علم همه این حوادث و از هر دو نوع عاطفی و علمی را اندازه می گیرد، علم همه آنها را با خط کش خودش می سنجد. عاطفه و مسائل روحی را اندازه می گیرد. از طرفی به طبیعت هم می پردازد.  هر اتفاق در طبیعت سنجیدنی است. اما عاطفه چطور؟ البته که در این طرز از تفکر، چشم ذهن رو به دنیایی باز می شود که “اندازه گیری” در آن محور است. “اندازه گیری مفاهیم” یکی از مبانی مدرنتیه است. چگونگی اندازه گیری مفاهیم در علوم اجتماعی و روان شناسی، به خصوص، در ایران تطور یافته است..چنین است که لکنت زبانِ قرونِ وسطاییِ علم، از میان می رود.(منکر دستاوردهای صفوی به بعد نمی شویم) اما بدیهی است که خرافه در دوره قاجاریه رواج فراوان داشت…خلاصه که علم با اندازه گیری صحیح به حرف می آید. دنیای پیر اطراف ما، آخرین کورسوی امیدش در اندازه گیری بهتر و دقیق تر بود. شاید این تنها راه حل بود…رواج روش های پوزیتیو در ایران، واکنشی تهاجمی به اینرسی رکود در جامعه، خرافات، کمبود امکانات و…عامل های دیگر بود…خلاصه که اندازه گیری به این روش در این ابعاد گسترده برای ما امنیت ذهنی و روانی می اورد آن هم سریع ولی مقطعی…(فراموش نکنید که ما با رواج افراطی این روش ها مخالفیم) عاطفه ی جامعه را نمی شود مرتبا با یک روش سنجید…

با اندازه گیری کمی، لااقل این فرصت بود تا انسان با خودش بفهمد که بعضی دیگر از ما در چه وضعی هستیم…قد ما چقدر است!…وزن ما چند است!…عاطفه را هم اندازه گیری کمی کردند…

***

با این حال، می بینیم که گاهی اوقات جای اندازه گیری صحیح، خیلی خالی است. جای نوعی از فهم که بین ما و مناسبات بیرون از ما، پلی می زند. ما در اندازه گیری می فهمیم که نسبتمان با جهان خارج چیست. البته بدیهی است که عاطفه ای در جریان هست که جهان را بر ما پدیدار می سازد. همراه با قوانینش، “اندازه گیری” در تکاپوی مدرن شدن، برای ما نقطه ای است که هم می تواند از جنس”آخر” باشد و هم از جنس “زیبایی”. افراط در اندازه گیری آخر خط است . بر عکس با “اندازه گیری” مستمر و پایش پیوسته می توان حداقل نفس راحتی کشید  که همه چیز در امنیت به سر می برد. منظور این است که  “اندازه گیری”  می تواند منجر به این شود که زیبایی زندگی را خوب تر بشناسیم و یا در بررسی روابط منطقی یک پدیده به نقطه آخر در تحلیل خود برسیم. یعنی قیاس ها را کامل کنیم. ما با اندازه گیری عاطفی خود، خود را با یک سری معیار به طور مرتب مقایسه می کنیم. بعد می توانیم فکر کنیم که در امنیت به سر می بریم. اگر با این معیارها انطباق داشته باشیم. اندازه گیری برای ما ابزاری است برای دستیابی به امنیت. پیش خود می گوییم که چه  خوب که این اندازه گیری عاطفی توسط خود ما برای خودمان انجام شود. این یک اتفاق عاطفی برای ما است. در این دنیای پیر ما غوطه می خوریم در عاطفه ای که برای لحظاتی ما را از سرمای بیرون نجات می دهد. ما می فهمیم که امن هستیم. پس در عاطفه ی جاری در جهان است که نوعی فهم از امنیت شناور می شود.یعنی با غوطه خوردن در این  جریان فهم امنیت است که به آرامش می رسیم  با اندازه گیری عاطفی است که ما با مفاهیم مربوط به “امنیت در دنیای مدرن” یکی می شویم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *