اونامونو و آینده

فلسفه های اصالت وجود انسانی یا اگزیستانسیالیسم متضمن خصلت اخلاقی نیز هست، یعنی آشکارا از ما می خواهند که نتایج اعمال خود را بر ما مبرهن می  سازند، بنابراین بدون اینکه غم نادانی و پشیمانی و ترس ما را بی حرکت سازند، آن فلسفه ها ما را به آگاهی دعوت می کنند. برای این که آینده درخشانی نصیب ما شود، از هم اکنون ، ما باید آن را تصور نموده و تحقق آن را بر عهده بگیریم. برحسب نظر اونامونو، آینده تنها میدان آزادی است، ” امکان ، در آینده قرار دارد(…) در آنجا خیال با نیروی خلاق و آزادگر خود، (…)آزادانه حرکت می کند” لحاظ اونامونو از آینده صبغه اصالت تصوری دارد. به هر حال او آینده را بدین جهت برتر می داند که ساحت محقق آرزوی  او در باب بقای روح و جاودانگی است. حتی عشق در نظر اونامونو وسیله ملموسی برای ابدی بودن است.

از ديدگاه هايدگر، مرگ آگاهی و به تعبیری؛ مرگ انديشی،  مختص دازاين اصیل است و چنین زيستنی با اصالت  (authenticity ) است و با ساختار وجودی دازاين تناسب دارد. (فدایی مهربان، ۱۳۹۱، ص ۲۱۶) اين مفهوم از اصالت به معنی ريشه داشتن یا  سنّتی بودن نیست، بلكه مقصود؛ خويشتن خويش بودن و به تعبیر ديگر؛ صادقانه زيستن است. از نظر وی، چنین زندگی اصالت آمیزی که برخاسته از رابطه انسان و هستی است، با معناست.(آزاده،  در حقیقت، سخن هايدگر در زمینه مرگ آگاهی و ارتباط آن با معنای زندگی،باتقسیم دازاين به دو گونه اصیل و غیر اصیل تفسیر می شود. از ديدگاه هايدگر، دازاين اصیل به ساختار وجودی خويش آگاه بوده و در مسیر عملی نمودن امكاناتش به منزله موجودی میرنده گام بر می دارد.(اکبری، دهباشی، شانظری، ۱۳۹۲)

منابع:

آزاده،  محمد (۱۳۹۰) فلسفه و معنای زندگی. (مجچوعه مقالات گزینش و برگردان). تهران نگاه معاصر. چاپ اول.

اکبرزاده فریبا ، مهدی دهباشی، شانظری جعفر(۱۳۹۲). بررسی و تحلیل تطبیقی مرگ و رابطه آن با معنای زندگی از دیدگاه مولوی و هایدگر. الهیات تطبیقی، سال پنجم شماره یازدهم، بهار و تابستان ۱۳۹۲٫ ص ۱-۲۰

فدایی مهربان، عباس(۱۳۹۱). ایستادن در آن سوی مرگ. پاسخ های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی. تهران نشر نی.

نوالی محمود. (۱۳۷۳) فلسفه های اگزیستانس  و اگزیستانسیالیسم تطبیقی. انتشارات دانشگاه تبریز.ص ۵۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *