بودریار:مصرف، نهادی طبقاتی است، ایدئولوژی مصرف

بودریار:مصرف، نهادی طبقاتی است، ایدئولوژی مصرف

مصرف همانند آموزش یک نهاد طبقاتی است. نه تنها در مفهوم اقتصادی آن در ارتباط با اشیا (خرید، انتخاب و کاربرد اشیا توسط قدرت خرید تنظیم می شود، سطح آموزش نیز تابع بالا بودن طبقه اجتماعی  است) نابرابری وجود دارد – خلاصه این که همگان، اشیای یکسانی در اختیار ندارند همان  گونه که همگان از فرصت تحصیلی برابر برخوردار نیستند- بلکه به صورت عمیق تر به لحاظ تبعیض رادیکالی  که در این مفهوم  وجود دارد، یعنی که تنها بعضی  ها به منطق مستقل و خردگرای عناصر محیط (استفاده کارکردی، سازمان زیبا شناختی، دستاوردهای فرهنگی) دست می یابند. بعضی با اشیا سر و کار ندارند و به مفهوم  حقیقی “مصرف” نمی کنند- و بعضی دیگر خود را وقف یک اقتصاد جادویی، بالا بردن ارزش اشیا به آن صورتی که وجود  دارند و بقیه چیزهایی کرده اند که شیء محسوب  می شوند(افکار سرگرمی ها، دانش و فرهنگ). این منطق بت پرستانه، دقیقا همان ایدئولوژی مصرف است. (بودریار، ۱۳۸۹، ص ۷۵)

او در اثر خود به نام حامعه مصرف کننده (در سال ۱۹۷۰) و هنگامی که هنوز مارکسیسیت بود، همچنان دیدگاه خود را در مورد اینکه اشیا مصرف مجموعه ای از نشانه های ایجاد کننده تمایز در مردم هستند، پی می گیرد و گسترش می بخشد. از این زاویه دید اشیا مصرفی نه به عنوان پاسخ به یک نیاز یا مشکل مشخص بلکه به عنوان شبکه ای از دال های شناور هستند که در برانگیختن خواهش ها توانایی نامحدود دارند. سپس حرکتی به سوی فاصله گرفتن از تلقی  صرفا فایده انگارانه و قایل بودن به ارزش مصرف و معاوضه ای برای اجناس به منظور پاسخ گویی به مجموعه ای ثابت از نیازهای انسان شکل گرفت. بودریار نقش مهمی در این زمینه به ویژه نظریه پردازی در مورد مفهوم نشانه ای کالا ایفا نمود. وی استدلال می کند این که کالا از نگاه سوسور نشانه است، معنی آن بسته به جایگاهش در نظام معنی بخش های خود اطلاق، به طور دلخواه تعیین می شود. از این رو مصرف را نباید به عنوان مصرف ارزش های مصرفی بلکه اساسا به عنوان مصرف نشانه ها در نظر گرفت.(ساراپ، ۱۳۸۱)

آنچه در نظام مبادلاتی جدید از نظر بودریار وارد فرهنگ مدرن شده است ارزش نشانه شناختی (Sign-Value) بدین معنا که محصولات و کالاها از نظر ارزش با پایگاه اجتماعی، قدرت  و وجاهت اجتماعی ارتباطی تنگاتنگ پیدا می کنند. در نظام پیشین که مبادلات بر پایه ماهیتی نمادین بود داد و ستد جنبه تحفه بخشش هدیه و جشن و سور و ضیافت و آیین های مذهبی داشت. این تعبیر درست در تقابل با نظریه مارکسیستی قرار می گیرد که تولید در کلیه جوامع قابل اعمال می دانست. تولید به نظر بودریار تنها در جوامع سرمایه داری از اولیوت برخوردار شد و با ظهور جوامع پست مدرن دوباره تولید نقش محوری خود را از دست داد و مصرف در ارتباط با نظام رمزگان از اهمیت برخوردار شد. (ضیمران، ۱۳۸۲)

منابع:

بودریار، ژان(۱۳۸۹).جامعه مصرفی، اسطوره ها و ساختارها. ترجمه پیروز ایزدی. نشر ثالث

ساراپ مادن. (۱۳۸۱). بودریار  و برخی رویه های فرهنگی. ترجمه احمد صادقی. گفتمان تابستان ۱۳۸۱ شماره ۵

ضیمران محمد(۱۳۸۲). بودریار و واقعیت مجاری. کتاب ماه ادبیات و فلسفه مرداد ۱۳۸۲ شماره ۷۰

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *