تابش زیبایی

مقدمه: روح زیبایی را از طریق توانایی خاصی که بدین منظور به او داده شده است می شناسد و قادر است به همراه دیگر توانایی های خود در آن باره داوری کند. شاید هم برای این داوری، چیز را که از طریق ادارک حسی دریافته است با ایده ای که در خود او جای دارد می سنجد همچنان که ما برای داوری درباره راست بودن خط از خط کش سود می جوییم .(فلوطین، ۱۳۶۶، ص ۱۱۴)

همچنین سقراط (در رساله دوستی) معتقد است که ممکن است آن گفته معروف درست باشد که می گوید: “آنچه زیباست دوست ماست” ولی زیبایی هم چیز نرم و لغزنده ای است و به آسانی از دست ما می لغزد  و می رود. اما از نظر من نیکی زیباست. (افلاطون،۱۳۸۲، ص ۷۱)

شالوده های متناقض نمای دیدگاه زیبایی شناختی شوپنهاور با این حال  بی عیب باقی می ماند. در حالی که پیاده سازی یک اثر هنری به طور خیالی ، که ایده ها را در بازنمایی خاصی منسجم می زاد، نمی تواند بدون فعالیت اراده نمی تواند رخ دهد و بنابراین تحت لوای اشکال اصل دلیل کافی قرار می گیرد.  با این حال یک شاهکار هنری  هنوز هم  چیرگی دانستن محض در حول اراده را با خود دارد و در عناصر خود نشان می دهد. این ظرفیت معلق نگه داشتن دانش با توجه به اصل دلیل کافی می باشد. بر این اساس می تواند ذات درونی چیزها را دریافت  و این توانایی، در عوض ، چهارچوبی منفعل محض را از ذهن به ما می دهد و گرچه ابژه  به تنهایی بدون هیچ کس برای ادراکش وجود دارد و آگاهی  تام از زیبایی شناسی ادراکی پر و خالی می شود. (وندنابلی، ۲۰۱۷)

تا خورشید توانایی

هر چه ابر توقع موقت است

به کنار خواهد رفت

 و نیز

دانایی شدت می یابد.

آشکار است

تابش زیبایی

در این جهان

مهزیار کاظمی موحد

منبع:

افلاطون(۱۳۸۲)پنج رساله. ترجمه محمود صناعی. نشر هرمس.

فلوطین(۱۳۶۶). دوره آثار فلوطین. جلد اول. ترجمه محمد حسن لطفی. انتشارات خوارزمی.

Vandenabeele, Bart(2017) Beyond the Principle of Sufficient Reason? Schopenhauer’s Aesthetic Phenomenology

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *