تابلو

برای منتقد فرهنگی سیر بودن گناه است نه گرسنگی. (آدورنو)

adorno

***

سر و ته گرفته ای رفیق

سیگاری را که باید با پرستیژت تاریخ بسازد

بگذار کمکت کنم

نکند می خواهی تابلو شوی

آخر

این روز ها

سراغ تابلو متروی بعضی ایستگاه ها را هم

به سختی می گیرند.

سخت نگیر

روزی هم می رسد

که در یک مسابقه تلویزیونی

در جایی دور

یک زنگ برای تو به صدا می آید

بعد

می شوی رفیق

برای همه تابلوهایی که در خیابان هستند.

مهزیار کاظمی موحد

آدورنو معتقد است:

چون موجودیت انتقاد فرهنگی بدون توجه به محتوای آن ، وابسته به نظام اقتصادی است، سرنوشت آن به تقدیر این نظام گره می خورد. هر قدر  نظم های اجتماعی مدرن سیطره ای کامل  بر فرایند  زندگی،  از جمله تفریح  و فراغت، داشته باشند- بیش از همه در ممالک اروپای شرقی- پدیده های  معنوی به میزان بیشتری آثار  و علایم آن نظم را با خود خواهند داشت و یا ممکن است این پدیده ها مستقیما  در تداوم  این نظام سهیم باشند- به عنوان  تفریح  و سرگرمی یا پرورش  و تزکیه – و اگر به عنوان  مبلغان این نظام  مورد بهره برداری قرار می گیرند دقیقا به دلیل ماهیت اجتماعی از پیش شکل گرفته این پدیده ها است.  اگر آشنا و مانوس  باشند،  و به اصطلاح مورد تایید و تصویب زنان خانه دار  قرار بگیرند، خود را در آگاهی مرتجعانه ای  جا می دهند و خود “طبیعی”  جلوه می دهند و با قدرت هایی یک کاسه می شوند که استیلای آن ها هیچ گزینه ای جز سرسپردگی و عشق دروغین را بر نمی تابد. (کانرتون،۱۳۸۵، ص ۳۰۹)

کانرتون، پل.(۱۳۸۵) جامعه شناسی انتقادی. مترجم حسن چاوشیان. نشر اختران

پی نوشت:

نقل قول بالای صفحه در مقاله “انتقاد فرهنگی و جامعه” از آدورنو در کتاب جامعه شناسی انتقادی اثر پل کانرتون ص ۳۰۹  آمده است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *