تاریخ یک زندگی

تاریخ داشتن یک زندگی، مشتمل بر اندیشه در مورد وقایع است. این گونه است که ما به معانی زندگی مان دست می یابیم. شب تاریک فکر در باب یک زندگی چگونه از یک غروب غم انگیز و شاید هم دل انگیز آغاز می شود؟ زمان که می گذرد می بینیم خیلی چیزها برای فکر کردن است…اما این اندیشه عمیق چگونه می تواند شروع شود؟ با فکر به “بعد از این نبودن”  …حال چگونه به ذهن آدمی می رسد که چه باید کرد؟ البته که حرافی در این باره باعث سقوط است. اما آدم در این زمینه نباید پیش خودش هم حرافی کند. شاید سکوت کند بهتر باشد. تا چیزی بر او کشف شود… آنگاه خود را در سرزمین کشف خودش در می یابد… چه رخ داد؟ آیا کسی شما را صدا زد؟(مثلا چه کسی بود صدا زد سهراب؟) در سرزمین کشف، چه چیزی به دیدار انسان می آید؟ برای یکی فقط یک خرده نان کافی است…برای دیگری اندیشه ای تازه…برای آن یکی مساله جالب تر است  و باید به جزیره ای در دور دست بیندیشد. آنجا پرندگان کلمات را با لحن و لهجه ای خاص ادا می کنند. گیاهان سبزترند. همه چیز رنگارنگ است.همین ها برای بسیاری از معانی زندگی اند…

…آرام آرام اندیشه ما در مورد جایی که در آن به آرامش می رسیم جلو می رویم. ما به نوعی درون بینی می رسیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *