جامعه شناسی برگر و لاکمن و اگزیستانسیالیسم

نظریه جامعه شناسی برگر و لاکمن فلسفه اگزیستانسیالیسم ژان پل سارتر و آلبر کامو را با سنت جامعه شناسی کلاسیک نلفیق کرد. آن ها بر اساس فلسفه اگزیستالیسم استدلال می کردند که انسان ها جهان اجتماعی را می سازدند تا برای مقابله با آگاهی از فاقد معنای غایی بودن وجود آدمی در جهان پس از مسیحیت به زندگی شان معنا و نظم ببخشند. تهدید اضطراب متافیزیکی هرگز محو نخواهد شد ؟، چون جهان اجتماعی ای که ما خلق می کنیم پدیده ای شکننده است  و این خطر وجود دارد که رویداد ها هرج و مرج و بی معنای ای را که در پس ظاهری از نظم و هدف پنهان شده ، آشکار سازند. برگر و لاکم با کمک مضامین جامعه شناختی کلاسیک  نیز استدلال می کردند همواره این خطر وجود دارد که جهان اجتماعی ای که خلق می کنیم بر ما حاکم شوند. این مضامین فلسفی به نظریه جامعه شناسانه ی نهادهای اجتماعی بدل شده اند.(سیدمن، ۱۳۹۱)

جامعه شناسی دین برگر از روش و نگاه او به جامعه شناسی شناخت جدا نیست. از نظر او دین و شناخت هر دو تابعی از “زمینه” و ” متن” و ” محیط” و زبان” و “اوضاع و احوال” پیرامونی هستند. زیرا واقعیت و شناسایی به بافت ها و زمینه های اجتماعی مربوط می شوند. آنچه در نظر راهبی تبتی واقعی می نماید، ممکن است برای پیشه وری آمریکایی واقعی نباشد. بنابراین، همجوشی خاص واقعیت و شناسایی به بافت و زمینه اجتماعی خاص آنها مربوط است. این اعتبار و نسبیت اجتماعی  روش های مختلفی را پیش روی یک جامعه شناس قرار می دهد و هیچ تحلیل جامعه شناختی ای نمی تواند این رابطه ها را نادیده بگیرد. زبان نیز صرفا یک ابزار گفتاری نیست و ما با زبان فقط حرف نمی زنیمف بلکه با زبان امور و اشیا را نظم می دهیم و معنا می بخشیم. چگونگی شکل گیری مفاهیم دینی، و تحول و رشد و تاثیر آنها بر آگاهی انسانی در همین مسیر قابل مطالعه است. (کرمی پور، ۱۳۸۸)

عکس: پیتر برگر

منابع:

سیدمن، استیو.(۱۳۹۰). کشاکش آرا در جامعه شناسی. ترجمه هادی جلیلی. نشر نی. ص ۱۱۳

کرمی پور، الله کرم ،(۱۳۸۸). پیتر برگر و جامعه شناسی دین .هفت آسمان تابستان ۱۳۸۸ شماره ۴۲

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *