جمله قصار

من نمی گویم شکست خورده ام، می گویم ۱۰۰۰۰ روش را یافته ام که کار نمی کنند! (ادیسون)

هر “جمله قصار” در درون خود نوعی راز را به همراه دارد. یک جمله فصار می تواند در مورد موضوعات مختلفی باشد. بعضی از جملات قصار در مورد رابطه با دیگران می باشند..این که چگونه روابط خود را با دیگران تنظیم کنیم و با آنها صحیح برخورد کنیم… این که چطور یک جمله قصار می تواند با تکیه بر پندی که در درون خود دارد ما را در مورد رابطه با “دیگران” راهنمایی کند، خیلی مهم است.

بخش زیادی از جمله های قصار به اخلاق ربط دارد و نیز بعضی هم به برنامه ریزی برای آینده…بعضی به خودشناسی…بعضی هم به شناخت آرزوها…بعضی جمله های قصار الهام بخشند، چرا که به نحوه دستیابی به یک آرزوی معمولی و دست یافتنی اشاره دارند. این که چرا یک جمله گاهی اوقات قصار نمی باشد، به این ربط دارد که شاید به مسائلی می پردازد که زیادی شخصی اند یا زیادی از حوصله و تحمل افراد برای دستیابی به هدف مطرح شده در آن خارج می باشد. جملاتی که خود انسانیت را هدف قرار ندهند و ما را ملزم به اطاعت از قوانین جهانی اخلاق نکنند، جملات قصار نمی شوند. جمله قصار، از جنس نهیب است. این که می شود هنوز هم آرزو کرد..آرزویی که با دیگران اشتراک هایی داشته باشد. چه از لحاظ بهبود اخلاق فردی باشد و چه از جنس نحوه پیشروی در آینده…برای ما که در این سیاره زندگی می کنیم، با همه اشتراکاتی را داریم…انها را حتی بر مبنای این جملات قصار می شناسیم…جملات قصار در همه جا پراکنده هستند، می بینید که در چهارچوب تابلو های خیابانها و یا محتوای اینترنتی “بدست ما می رسند”، ما انها را در می یابیم، جملات قصار، همگی فرصتی هستند که باور کنیم که راه های مشترک در خیابان های زندگی برای دستیابی به نوعی تفاهم و توافق در جامعه برای دستیابی به آرزوهای معمولی و دست یافتنی هنوز هم وجود دارد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *