خوشی مستتر

بیرون از من و تو … یک کبوتر نشسته..انتظار شرح تازه ای از زندگی را می کشد…راه آینده…می رود تا افق های پر رنگ…منتظر این است که شرح دقیق دو نفره ی ما دو تا از جهان چه می شود..می رویم با تو ای یار قدیمی به آستانه ی فهم تازه..و البته که این فهم تازه را جشن می گیریم .بیرون از ما جهان به ما خودنمایی می کند،  می رویم تا آینده را بشناسیم. می رویم تا می توانیم را با هم تقسیم کنیم… فردا باید روز روشنی باشد چرا که من و تو تصمیم جالبی گرفته ایم… که خوشی مستتر در نام های جهان را با هم قسمت کنیم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *