دورادور

یک نی لبک از قاره ای دور

و بعد،

هم اینکِ لحظه هاست

که در آغوش من می تپد

.

برای تفسیر دردهای یک شهر

دورادور در سینه یک جای لاتین

.

.

و من نیز دورادور

می شناسمت

ای آنکه به زبان دیگر عشق می نوازی

و قدم به قدم آهوان را در دشت های فطرت

از جنسی تازه تفسیر می کنی

مهزیار کاظمی موحد(۹۷/۱۰/۲۴)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *