دوستی

  • امروزه،ملاحظه می شود که “دوستی” واژه ای گمشده در فرهنگ لغت بعضی هاست. دوستی پایه ای در ذهن بعضی شهرنشینان ندارد. شهر هایی که دوستی به معنای واقعی از آنها حذف شده است، مدام از لحاظ بعضی چیزها افت می کنند. مثلا به نظر می رسد با کم شدن روند دوستی، شهروندی هم ضعیف می شود که البته بدیهی هم است. ارتقای آگاهی شهروندان نسبت به مسائل وقتی آینده از ذهن می رود، آرام آرام رنگ افق ذهن کدر می شود. کل یک شهر برای خودش ذهن دارد. ذهن یک شهر اول از همه به هویت و شهروندی است که می اندیشد، برآیند ذهن همه شهروندان یک شهر به همراه آینده یک شهر، می تواند محصولاتی را ارائه دهد. آداب و رفتار و تعاون و… کوشش برای شهرهای خاکستری، آدم های خاکستری، اخلاق های خاکستری، آداب خاکستری معمولا به جایی نمی رسد. جایی که امید نیست،فضا خاکستری است. اوراد خرافی است که رو به آسمان می روند. دود هایی که از کله پوک کاهلین به هوا می روند. در این جور شهرها، آینده، همچون جنینی مرده است که  منتظر است تا قابله های کاهل را بترساند. فکر مرگ وقتی در یک شهر تسری پیدا می کند، عواقب خود را هم دارد. انگار همه آدم هایشان خاکستری شده اند، کدرند و باید به فکر ریشه ها باشند که در قلب تیرگی فرو می روند و دیگر در چنین شهرهایی خبری هم از اصالت نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *