دویدن

در هنگام فکر کردن…بین دو مفهوم در ذهن ما در ابتدا فاصله وجود دارد…دویدن بین این دو فاصله، کم کاری نیست. رسیدن از یقین به یک مفهوم به یقین به یک مفهوم دیگر نیازمند گذراندن یک سلسله تفکرات است..زمان که می گذرد  می بینیم که بین شدن و بودن …همچنان فاصله ها باقی است…باید از سر شب تا طلوع دوید…می تواند بیش از آنکه بخواهد به جلو رود… اگر ایمان خود را حفظ کند…فرشته که نیستی…از جنس سنگ هم نیستی…لا اقل از جنس آدمها که هستی..نور ها در جلو ما را هدایت می کنند. برای بهبود باید دوید… مستقیم رو به سوی نورها….نه شمالی، نه جنوبی…. قطب نمای درون فقط تو را نشان می دهند. تو را می خواهد… می روی رو به داستان های فردا…ماجراهای یک فکر ادامه دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *