دیدن نبض زمان

وقتی فکر می کنیم می بینیم، نبض زمان را در دست می گیریم. اصولا لحظه به لحظه فکر کردن می تواند ما را به دستیابی به تصویری شفاف رهنمون شود. تصویری شفاف از واقعیت در اطرافمان. این که در اطراف ما چه می گذرد…باید با نوعی “دیدن” به خود نهیب بزنیم. وقتی فکر می کنیم می بینیم که رخ به رخ  با هر چه لحظه است سخن می گوییم…یعنی چهره زمان را در قالب واقعیتی خود می بینیم. وقتی می بینیم و فکر می کنیم در ذهنمان چهره زمان را ترسیم می کنیم. هر بار این شکل به نوعی واقعیت مرتبط می باشد. پس تا این جا دریافتیم که انعکاس معنا در ذهن ما نشان دهنده این موضوع است که یک معنا در ذهن ما با یک تصویر است که تفسیر می شود. اما در این میان، “تجربه” و “عبرت” دو عنصر هستند که باید در درک ما از جهان اطرافمان تاثیر گذار باشند. بدون این دو عنصر کار پیش نمی رود. این دو عنصر هستند که در عمل، ما را به نوعی تصویر سازی فرا می خوانند، بنابراین بازبینی مکرر مفاهیم در ذهنمان به تشکیل یک تصویر از جهان اطراف کمک می کند. آشنایی با روش های مفهوم سازی در ذهن در چنین مواقعی یاریگر است. گاهی باید با ذهن شنید…فهم ما از جهان اطرافمان منوط به شنیدن صدای حادثه ها…معانی و اشیا است.  لطف شنیدن جهان اطراف در این است که نوعی تجدید نظر را در افکارمان داشته باشیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *