دیدن نبض زمان در واقعیت اجتماعی

بشر نمی تواند به هدف های بالاتر وصل شود و تسلیم قانونی  شود اگر او چیزی بالای سر او نباشد که وی متعلق به آن باشد. (دورکیم)

وقتی فکر می کنیم می بینیم، نبض زمان را در دست می گیریم. فکر که می کنیم می بینیم اندیشه اصلا با خود مفهوم زمان همراه است. زمان است که یک فکر را می سازد. گذشت زمان است که به یک فکر اجازه به وجود آمدن می دهد. این خودش شروع یک سلوک است، نوعی پرهیزگاری است. خراب کاری نمی کنیم و زود و شتابزده قضاوت نمی کنیم. تانی و متانت را حفظ می کنیم. آرام آرام به پدیده اجتماعی می اندیشیم…اصولا لحظه به لحظه فکر کردن می تواند ما را به دستیابی به تصویری شفاف از واقعیت اجتماعی اطرافمان رهنمون شود. تصویری شفاف از واقعیت در اطرافمان. این که در اطراف ما چه می گذرد…باید با نوعی “دیدن” به خود نهیب بزنیم. بهتر پدیده اجتماعی را با زوایای مختلف آن ببینیم…وقتی فکر می کنیم می بینیم که رخ به رخ  با هر چه لحظه است سخن می گوییم…فکر می کنیم و چهره یک واقعیت اجتماعی را توصیف می کنیم و در ذهن خود ترسیم می نماییم. یعنی چهره زمان را در قالب واقعیتی خود می بینیم. زمان این بار در قالب یک واقعیت اجتماعی دیگر خود را به ما نشان می دهد. پس شد این که وقتی می بینیم و فکر می کنیم در ذهنمان چهره زمان را ترسیم می کنیم. هر بار این شکل به نوعی خاص از واقعیت مرتبط می باشد. پس تا این جا دریافتیم که با فهم مفهوم زمان، شناخت گذشت زمان، شناخت انواع تطور ها و تکامل های اجتماعی، معنای خاصی را تبادر می کند. آری! انعکاس معنای یک واقعیت اجتماعی در ذهن ما نشان دهنده این موضوع است که یک معنا در ذهن ما با یک تصویر است که تفسیر می شود. بله یک تصویر! اما در این میان، “تجربه” و “عبرت” دو عنصر هستند که باید در درک ما از جهان اطرافمان تاثیر گذار باشند. این تصویر که گقتیم که زمان در ذهن ما می کشد و خلاصه واقعیت اجتماعی را ترسیم می کند، تحت تاثیر دو عنصر است: تجربه و عبرت… بدون این دو عنصر کار پیش نمی رود. ببینید این دو عنصر هستند که در عمل، ما را به نوعی تصویر سازی فرا می خوانند، بنابراین بازبینی مکرر مفاهیم “تجربه” و “عبرت” در ذهنمان به تشکیل یک تصویر از جهان اطراف کمک می کند.

در مجموع، آشنایی با روش های مفهوم سازی در ذهن در چنین مواقعی یاریگر است. گاهی باید با ذهن شنید…فهم ما از جهان اطرافمان منوط به شنیدن صدای حادثه ها…معانی و اشیا است. باید ببینیم مثلا اشیا در یک پدیده اجتماعی نماد چیستند. این بحث ادامه خواهد داشت…باید همه تن ما گوش باشد، وقتی واقعیت اجتماعی را بررسی می کنیم…ببنید لطف شنیدن جهان اطراف در این است که نوعی تجدید نظر را در افکارمان داشته باشیم. بنابراین عبرت گرفتن از مراحل قبلی شکل گیری یک واقعیت اجتماعی می تواند ما را در برنامه ریزی برای آن آماده سازد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *