دیدی می تازد

هورکهایمر معتقد است:

دانش های مربوط به انسان و جامعه تلاش بسیار کرده اند  تا از سرمشق علوم طبیعیhorkheimer و موفقیت های شایان آن ها پیروی کنند. تفاوت میان مکاتبی از علوم اجتماعی که بیشتر در پی کند و کاو واقعیت ها هستند و مکاتبی که بیشتر متوجه اصول هستند، هیچ رابطه مستقیمی با مفهوم نظریه ندارد. کار شاق و پرزحمت گردآوری شواهد واقعی در همه ی رشته های مربوط به زندگی اجتماعی، گرد آوری انبوه عظیم جزییات  درباره مسائل ، کاوش های تجربی  از طریق پرسش نامه های دقیق و سایر ابزار ها که بخش عمده ای از فعالیت علمی محسوب می شوند. ( کانرتون، ۱۳۸۵، ص  244)

جایگاه خاص علم همچون یک سرچشمه شناخت عینی پرسش هایی را پدید می آورد  در این باره که علم چگونه چنین شناختی را تامین  می کند و آیا این سرچشمه ها یا راه و روش های دیگری برای تامین آن وجود دارد یا نه.  چون علم همیشه توصیفی موثر  و تعیین کننده  از واقعیت به دست داده است، به لحاظ تاریخی متنفذترین نیرو در شکل بخشیدن به مسائل مبرم فلسفی بوده است. در واقع رد پای بعضی از مسائل فلسفی به تحولاتی در علوم طبیعی می رسد. چگونه فلاسفه درباره ذهن و جایگاه  آن در طبیعت، اختیار در تقابل با جبر، معنای زندگی، فکر می کنند، عمیقا از تحولات علمی متاثر می شوند، به همان سان که توصیف علم از واقعیت در سراسر قرون متحول شده است. بدین سان طبیعت مسائل فلسفی نیز از این تحولات بی نصیب نمانده، دیگرگون شده است.

چون به احتمال قوی علم یگانه ویژگی ممتاز تمدن غربی است که بقیه جهان ان را از تمدن غربی اقتباس کرده اند. فهم علم بخش مهمی از در پیچدن با تاثیری است که علم- خوب یا بد- بر فرهنگ های دیگر داشته است. فلسفه بیش از رشته های دیگر حق دارد  که این امکان را به او بدهیم که پاسخی مقدماتی به انی پرسش که علم متشکل از چیست، بدهد. (روزنبرگ، ۱۳۹۵،ص ۴۴)

می توان سوال کرد که چه چیزی یک علم ماهوی را از یک علم استقرایی متمایز می سازد. تصور مرلوپونتی فقط این است که “یکی روش تغییر خیالی را درباره نمونه ها اعمال می کند، در صورتی که دیگری با بررسی موراد متعددی که متحقق شده اند، به تغییرات واقعی می پردازد. ” درست است که حتی گاهی در علوم تجربی تنها یک تجربه برای اثبات یک قانون کفایت می کند. (دارتیگ،۱۳۷۳، صص ۳۷-۳۸)

منبع:

دارتیگ، آندره.(۱۳۷۳).پدیدارشناسی چیست؟ ترجمه محمود نوالی. نشر سمت.

روزنبرگ، آلکس.(۱۳۹۵) درآمدی جدید به فلسفه علم. ترجمه علی حقی. نشر آسمان خیال.

کانرتون، پل.(۱۳۸۵) جامعه شناسی انتقادی. مترجم حسن چاوشیان. نشر اختران

***

علم با یارانش

می تازند

با ماشینی بزرگ و دیدنی

صادقانه

در بزرگراهی از جنس موفقیت

در راه تفسیر زندگی، جهان و …

بزرگراهی از جنس صداقت…

که هم دیدی در آن می تاخت

هم هراکلیتوسheraclitus

هر دو می روند رو به تفسیر صدق

هر دو همیشه با خودشان صادق بودند.

یکی همیشه آفتابی بود(دیدی)

یکی همیشه گریان بود(هراکلیتوس)

چه فرقی می کند

دو روی یک سکه اند دیگر

و البته  که گل که پشت و رو ندارد

 

.

.

بقیه، آینده را برای این دو چه تعبیر می کردند؟

این طوری که این دو می تازند

در بلوار های آشنایی با جنبه های مختلف

هر چه جماعت فرا فکن است دود می شوند

به نظر شما آنها

می روند دنبال کارشان

می روند؟

نمی روند؟

چرا نمی روند؟

معلوم است دیگر که می روند!

مهزیار کاظمی موحد(۹۷/۱۱/۰۷)

didi

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *