ردا

فکر خلاق چه در ادبیات چه در حوزه های دیگر، کلمات و مفهوم های انتزاعی را خوب می شناسد. کلمات را در جای دقیقشان در جمله می نشاند. از جاده خلاقیت با تانی و متانت عبور می کند و خوب حواسش به خود جاده هست. برای انجام خلاقیت به موقعیت کلمات در ذهنش توجه می کند تا بارقه ای بدرخشد.  این جور آدم ها، تسلیم فکرهای غم انگیز پایان سال نمی شوند. فکری برای اجرای خلاقیت در روزهای سال بعدی می کنند. عطر بادهای بهاری ، امروز در شرق و دیر هنگام در غرب می وزند. این بادها بر علفزارهای گنگ و دور و نزدیک می وزند و دوباره آنها را زنده می کنند. این باد ها باید به ذهن ما که ممکن است دچار رکود هم شده باشند، بوزند تا دوباره خلاقیت داشته باشیم. باید آگاهی داشته باشیم به این که چگونه مفاهیم انتزاعی را به هم ربط بدهیم. شاید این کلمات را جای دیگر هم بتوان یافت ولی آنچه در یک متن ادبی عمیق و نوآورانه قرار دارد، در دل التهاب و هیجانی خاص را ایجاد می کند. با چنین کلماتی که یک خلاق همراهش دارد می تواند لا اقل به نتیجه ای موقت در مورد یک ایده برسد. باید کلماتی بیشتر دانست تا به خلاقیتی بیشتر دست یافت. این طوری لا اقل به نتیجه ای موقت در مورد موقعیت خود در هستی می رسیم. باید  تجربه را به هر کلمه و مفهوم انتزاعی وصل کرد. این طوری می توان به نتایج موقتی دست یافت و بعد از آنها فراتر رفت. گفتیم تجربه: دیدن جهان خیلی مهم است. این طوری جهان دیدگی وقتی با نیاز به دستیابی همراه می شود می تواند شما را جلو ببرد،  بعضا دیده می شود که  تحصیلات آن قدر ها هم مهم نیست، مساله دیدن جهان و شناخت تجربه های گوناگون و حتی نصحیت پذیری و حرف شنوی اهمیت بیشتری دارد.

شب تاریک تفکر خلاق به کجا می انجامد. در این شب تاریک، مفاهیم انتزاعی با “دید” ما از جهان ترکیب می شوند. این طوری چه در یک طرح ادبی و چه در یک طرح کارآفرینانه، کلمات در نوعی سکوت کامل که در ذهن خود ایجاد کرده ایم، روی کاغذ با ما سخن می گویند و در درون ما همهمه به پا می کنند گاهی هم خود ما را به سکوت می کشانند تا شاید بارقه الهام در ذهن ما بدرخشد. می بینید که میزبان بهار است، خانه هر اهل اندیشه و نواوری، حالا در هر زمینه ای که باشد: صنعت یا ادبیات یا فلسفه… همیشه و همه جای سال. حس عجیبی در رگ هایم حس می کنم، حتما سال نوی اندیشه، می تواند در هر روز از سال رخ دهد. بهار معتدل، ما را به ماه دومش فرا می خواند، اجازت شکفتن فکرتی تازه را می دهد. من و تو با هم می فهمیم که این عطابخشی گردون سابقه ای طولانی دارد. از باستان تاکنون قانون ایده پردازی همین بوده است.  کلمه هایی که صلح را در ذهن ما می سرایند و کلمه هایی جنگی که را به پا می کنند.جنگ با تردید را…بهار، ردایی از کلمات را روی دوش خود دارد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *