سهل باشد

۱٫

سهل باشد ترک عادت به این آینه

گرچه به دیدار من

هزار بار عادت کرده باشد

زمزمه های خشمگین را

با آه سرد خود التیام داده باشد

این قانون جدید است.

.

.

شاید دیر نشده باشد

که به سراغ “خود” تازه ای بروم

از خودم جنبشی نشان دهم

معنای آبی و رعایت را بهتر بشناسم

یعنی حال لحظه ها را بیشتر بپرسم

و

آداب اوقات را بهتر رعایت کنم

و

آینه را با زلالی تازگی سیراب سازم

۲٫

و دیگر آنکه :

راست باشد قانون جدید این اتاق

باید رفت

نباید خو گرفت

به سایه های تردید

البته سرگرمی جالبی است

با این حال،

گرچه دانایی به أحوال تردید عاشقان

همیشه و هر جا نیاز باشد

و آدم إحساس وظیفه کند

که مثلا

کسی را بخواهد که آنها را بنویسد

کسی را بخواهد برای آنها حاشیه بنوسید

این طوری

معنای سرخ و تبلور را بشناسم

یعنی سراغی از قندیل های زلال یقین بگیرم

 

۳٫

هر دوی این قانون ها صراحتا

ما را بیرون از گود می گذارند؟

نه…شاید فرصتی تازه ای باشند

که ما هم به میان آییم

لیک در هر حال

ترک موسیقی منتشر در دل خود را

نمی‌توان گفتن

هر چه تلخ تر می خواهی

بیندیش

هر چه شکر آلودتر می خواهی

زمزمه کن

باید بروم بشناسم چند معنا را:

یقین را …تردید را…تبلور را… لحظه را

مهزیار کاظمی موحد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *