شبانه روزی(Edited)

یک صندلی پای کوه. یک نیمه شب بهاری. آغاز فاتحه خواندن صحاری دوربرای آنان که هستی آنها را همواره سپاس می گوید…یک کلمه: فداکاران. و بعد تفکر دقیق در زندگی فداکاران، این کار بتوانیم به خود شانیت ببخشیم. فداکاری را ارج نهادن برای آدمی پرستیژ می آورد. لکنت عاطفی جامعه را در بیان مقاصدش در جهت یکپارچگی و انسجام را از بین می برد. عاطفه فراگیر می شود. موجی از عطوفت در ساختار جامعه رسوخ می کند. پس فداکاری ثقل جامعه است. بقیه چیز ها فقط حرف است!

اما موقعیت فردی و منفرد هم مهم است. خود آدمیزاد و تکی و تنها برای آینده اش و سرنوشتش چه می کند؟ تحلیل دقیق موقعیت خود در بین این همه شی و کلی مفهوم و این همه آدم  که با آغوش باز تو را به شناخت بیشتر فرا می خوانند، اهمیت ویژه ای دارد. این که کیستی؟  و چیستی؟ افکار نامرتب می آیند و می روند. هزار جور فکر در هنگام تحلیل موقعیت می رسد: مثلا اینکه روزهای خوش هم در زندگی مایه عبرتند. فقط روز های بد و حادثه های بد مهم نیستند:  از نحوه خوش بودن با آن روز خوب هم می توان درس گرفت و دوباره تکرار کرد.می شود خوب فکر کرد در همان روز خوش ممکن است که کسری و کاستی هایی وجود داشته است که باعث شود خوشی ما از حدی بالاتر نرود. این کار را شاید نشود همیشه  و هر وقت انجام داد. آخر نوعی بصیرت و فهم را هم می خواهد که با شکرگزاری و فروتنی و عدالت خواهی در ارتباط است.ببینیم چگونه: کسی که شکر نعمت می کند، خداوند نعمتش را افزون می کند.آنگاه نور خرد زوایایی مخفی و تاریکی را در مورد معنای زندگی به او نشان می دهد. از این رو تجربه یکبار دیدن این زوایای پنهان، این گوشه های حکمت، به او لذت می دهد. بعد دنبال این می رود که این لحظه هایِ گوارایِ خِرَد، در زندگی اش بیشتر باشد. فروتنی هم به همین طریق ما را یاری می دهد. فروتنی شیرین و گوارا است.  و نیز عدالت که ما را بنده خود می کند. روز ظالم گوارا نیست و البته که بدیهی است.شاید همیشه این برقراری عاطفی و احساسی رخ ندهد. که نوعی کاستی هم هست.

بگذریم…البته اما همیشه و هر وفت که خوب نگاه می کنم. می شود کارهای دیگری را هم انجام داد.می شود تاریخ را هم خواب دید. می شود انس با تاریخ گرفت. باز هم بگذریم…

یک سوال: رویای با شکوه چیست؟ می شود رفت داخل یک ایستگاه اتوبوس نشست و سخت خندید یا گریست. می شود در یک شبانه روزی که حکمت تاریخی درس می دهند، ثبت نام کرد. می شود چاقوی عقل را تیز  کرد. می تواند آنجا سخن از ادبیات باشد. می شود روز خاص خود را در این خانه حکمت داشت. در این شبانه روزی، شاعران زیادی هم درس خواهند داد. در باب ذات شعر سخن خواهند گفت. گاه و بی گاه روزگار را می فهمد. می فهمد که دیگر در نوعی تبعید یا غربت فکری نیست. سوگ جهان را به خاطر رفته هایش خواهد فهمید.  در ماتم مرگ بخشی از عطوفت خواهد گریست. مهمان های خاص خودش را داشت. روز خاص خود را در تقویم خواهد داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *