شب

شب بیداری فرصتی است تا زیبایی های شب را در یابیم. این هم برای خودش نوعی لذت است. باید این موقع ها، یعنی موقع شب بیداری، بی خیال از همه جا، در خیابان پرسه زد. خوب که نگاه می کنی می بینی شب همه خیابان را خود غوطه ور کرده است. امواج شب آرام آرام به سینه به دیوارها می مالند. موج های تاریکی در پیاده رو به صورت من می خورند. فکر می کنم همین طوری باید پرسه زد تا در نهایت در کوچه های تاریکی گم شد.

برای من، شب با همه زیبایی هایش همچون شعری بلند است. غروب مطلع آن است و این شعر بلند ادامه می یابد تا در نهایت در نیمه شب این شعر به اوج می رسد. شعری که هیچ وقت برای من تکراری نیست. غزل شب، تا صبح که خوانده شود ملال آور نمی شود.شب هست، مهتاب هست، تفکر هست…ستاره ها هستند، شکر و صبر هست. سروده های مهتاب همیشه زیباست. چه در شبهای زمستان و چه در شبهای تابستان.

وقتی پرسه زدن طول می کشد تازه می فهمی که زمان را از دست داده ای  و  خیلی وقت است که به خانه بر نگشته ای. گاهی در می یابی که زمان زیادی گذشته است و دیگر انتهای شب نزدیک است. ماه بر زمین نور می افکند. ماه، خسته از پیمودن آسمان ، راه خود را به سمت طلوع می سپرد.این گونه است که ماه می رود کم کم که به طلوع بپیوندد. اما همه چیز در ماه خلاصه نمی شود، وقتی گوش به آسمان می سپاریم در می یابیم که، بی قراری در میان ستاره ها جاری است. ستاره ها دور از ما سو سو می زنند. صحنه ی خیال انگیزی است. گاهی اوقات آدم توی فکر می رود که آن بالا ها چه خبر است. به نظر می رسد که هر ستاره حتما در درون خود رازهایی را دارد، یعنی در ستاره های دیگر هم همه مفهوم ها مثل ما فهمیده می شوند؟ سوال های جالبی هم به وجود می آیند: این که گل ها در آنجا چگونه فهمیده می شوند و مثلا معنی هر گل در آنجا چیست؟ و اینکه هر گل نماد چیست؟ در هر حال، ما از ستاره های دیگر و قوانین آنها، چیزی سرمان نمی شود. با این حساب، اگر چیزی هم بگویند باید همین طور فقط بپذیریم. آن وقت، ستاره ها، رازها را از آن سوی کهکشان می گویند و این سو، ما فقط همین طوری می پذیریم. گل سرخ در ستاره های دیگر چگونه فهمیده می شود؟ در هر حال، آنها هم تسبیح ملکوت را می گویند. نگاه به آسمان احساس استعلا را در انسان شعله ور می کند. در آسمان، عطر کعبه هم شناور است. راه کعبه هم پیداست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *