شرح گل سرخ

فرض کنید در یک اتاق نشسته اید و بعد هم در مقابل اتاق روبرو شما، اتاقی دیگر وجود دارد که انباری است. خلاصه که در انباری روبرو، شرح های زیادی از گل سرخ گذاشته اند. در را که باز می کنید، ترجمه هایی از شرح های گل سرخ در انبار است. آخر همه جهان سعی کرده اند تا گل سرخ را شرح دهند. بنابراین، انبار پر است از شرح های مختلف درباره استعاره هایی که از گل سرخ، متبادر می شود. شرح هایی که ترجمه هایی سلیس دارند، همچون آب روان. همه مردم جهان می خواهند سر از راز گل سرخ در بیاورند. در این شرح ها، روش های مختلفی برای روبرو شدن با این موضوعات استفاده شده است. بعضی گلبرگ ها توصیف کرده اند. بعضی هم خار را، بعضی دیگر هم شبنم روی گل سرخ را توصیف کرده اند. بعضی هم توانسته اند به شرح گذشت زمان و تاثیر آن بر گل سرخ! نیز بپردازند. منظور ما همین نهر بی رنگ است که از کنار بیشه عمر، بی سر و صدا و آرام می رود. منظور نهر زمان است.
یکی از این شرح ها می گوید: باید به شرح گلبرگ های گل سرخ پرداخت که به نوبه ی خود، مدح طبیعت را می گویند.البته به نظر می رسد که این شناخت به راحتی به دست می آید ولی با این حال نباید فراموش کرد که این شناخت حتی می تواند دیریاب باشد، ولی هر آیه ای از خداوند را نه در گبرگ های گل سرخ بلکه در همه طبیعت، می توان دریافت. این روش می تواند برای ما پلی باشد به ناخودآگاه. با لمس این گلبرگ ها، می تواند ایده هایی در ذهن ما برای شناخت نشانه های پروردگار بدرخشد. بدین ترتیب، هر گلبرگ را که می نگری، می بینی که با شکلی یکپارچه روبرو می شوی. البته که توحید، یکپارچگی را در ذهن ایجاد می کند.
شاید به قول سهراب، نتوان هرگز به افسون گل سرخ پی برد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *