شی در “شناخت نهایی”

۱٫بیرون از ما

فرض کنید “بیرون از ما” همان شی محسوب شود. در واقع “بیرون از ما” یا شی است یا صاحب آگاهی است یا حیوان و گیاه و …

همین قدر در نظر داشته باشیم  که “بیرون از ما” برابر با شی باشد. آن وقت چه می شود. لا اقل این است که “بیرون از ما” هست. ولی به نحو دیگری هم “هست”. ولی “بیرون از ما” حتما برای ما هست. “بیرون از ما” باید “تودستی” شود. “بیرون از ما” انس دارد. انس دارد با ما.(اگر برای شناخت حق باشد)

هایدگر به معنای متداول و مرسوم یک دانش شناسی(epistemology) نمی پرورد او صریحا چنین وظیفه ای را رد می کند و آن وقتی است که او انکار می کند که “دازاین” فاعل اندیشنده ای است که تا اندازه باید “بیرون رود” و خودش را به جهانی از اشیا مرتبط کند. او در عوض یا در-جهان-هستن آغاز می کند، نسبت ملموس و چند سویه ای که علم نظری حالتی مشتق و انتزاعی از آن است.(مک کواری، ۱۳۹۶، صص ۴۸-۴۹)

اگر برای مقصد شناخت نهایی باشد شاید بتوان گفت هر شی=ابزار(برداشتی خاص)

۲٫ ابزار و خود

مبادا که خود و ابزار فراموش شود:

نه فقط به هنگام استفاده از ابزار، ابزار بودنِ ابزار فراموش می شود بلکه دازاین نیز خود آگاهی ندارد، یعنی توجه ندارد که این اوست که از ابزار استفاده می کند. دازاین به طریقی ناخودآگاه در روزمرگی خود با ابزار درگیر می شود و از ان استفاده می کند. این حالت را هیدگر حزم یا بصیرت می نامد که مستلزم یک نوع بینش عملی است که با آگاهیِ تامل آمیز متفاوت است. (خاتمی، ۱۳۸۷، صص ۶۵-۶۶)

۳٫ برای دیگران

برای لویناس “بیرون از ما”، چهره “دیگری” هم هست. که به ما آن نگاه می کنیم. رخ به رخ می شویم. که در واکنش به بیگانه کامو می تواند توسط ما دچار دغل بازی پوچی نشود.

منبع:

خاتمی، محمود(۱۳۸۷).جهان در اندیشه هیدگر. موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر

مک کواری، جان.(۱۳۹۶) مارتین هایدگر. ترجمه محمد سعید کاشانی. نشر هرمس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *