صداها

  1. در روستای آفریقایی سکوت جاری است… همهمه هم جاری است. صداها در جهان واقع اطراف ما خود را به ما می رسانند یا ما آنها را برای خود تفسیر می کنیم. صداها این سو و آن سو خود را نشان می دهند. صداها خود را به ما جلوه می دهند. بانگ بلند یک دستفروش. صدای زمزمه جویبار مشکی. صدای عشق از همه شنیدنی تر است. می شنوی صدای گذر زمان را؟ صدای فلوت های دور را …صداهایی که با درختان هماهنگند. صداهایی که ما را به بکری دشت های سبز و سرخ آفریقایی فرا می خوانند. جویی که در آن می رود که دیگر آگاهی جاری شود. می شنوم بانگ بلند تپش های یک ساز آفریقایی را.. که این تپش البته که گره خورده به مشت هایی است آن ها هم گره خورده اند. علیه زور…جایی که شاید سوپ برای همیشه خیلی چیزها را به یاد تو آورد. روی زمین لغزان و خرامان می روی و پدر و مادر تو منتظرند. پر می کشی …می دوی سوی جاده های آن نزدیکی…تو دیگر روح زمینی…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *