صفای میانه تاریخ

آیا رویداد های بیرون سرگشته ات می کنند؟ خود را مجال ده تا چیزی نو و نیک بیاموزی دیگر گرداگرد خود نگردی. اما باید که از سرگشتگی به سوی دیگر بپرهیزی. چه آنان نیز کسانی هستند که با کارهای بیهوده خود را رنجه داشته اند و اندیشه و کردارشان نیز هدفمند نبوده است. (اورلیوس، ۱۳۸۶، ص ۲۵)

اورلیوس، مارکوس. (۱۳۸۶). تاملات. مهدی باقی و شیرین مختاریان. نشر نی

شاید بخواهم این جا نباشم

یعنی باشم

ولی در عالمی دیگر باشم.

پرسه بزنم

غوطه بخورم

رک و راستی زمان را

بهتر دریابم

میان صفای میانه تاریخ

بروم به یک کلبه پرت

یک جایی شمال اروپا

در قرون وسطی

یا بروم بخارا، آلو بخورم

سادگی را بو بکشم

کنار یک کتابخانه حزین

که منتظر دریده شدن توسط مغول است

لحظات بیم و امید را بشمارم

سراغی از عرفا و شعرای نیشابور بگیرم

ببوسم… بگذارم کنار

این تفسیرهای ۸  ساعته از زندگی را

که مرا فقط نومیدانه برای لختی

تسکین می دهند(آخر آخر شب عود می کنند)

می بینید که آدم می ماند

که در مورد روزمره چه بگوید

باید بروم

رها باشم

یک صومعه دوردست قرون وسطایی بیابم

آغشته شوم به انزوا

می توانستم یک صومعه نشین باشم(دیگر سرم این گونه گیج نرود)

بروم لای چمن ها

فلوت بشنوم از هستی

مهربان باشم(فرق نمی کند اینجا، آنجا)

چه در اروپا چه در ایران چه هر جای دیگر

خلاصه بگویم پاکیزه باشم.

و آسوده در قرون وسطای ساکن

تخم مرغ ها را برای ارباب زمان جمع کنم.

مهزیار کاظمی موحد

پی نوشت:

کار فکر را از ذهن دور می کند و این مهم ترین موهبت آن است، زیرا کار همچنان جان پناهی است که هنگام ناراحتی و نگرانی های گوناگون می توان در آن پنهان باشد. ( نیچه، ۱۳۸۴،ص ۳۲۸)

نیچه، فردریش ویلهلم.(۱۳۸۴) . انسانی بسیار انسانی. ترجمه سعید فیروز آبادی. نشر جامی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *