صورت

مقدمه

ما برای درک حقیقت اراده هم به مثل نیازمندیم و هم به پدیده ها. فقط می توانیم آن را همچون چیزی درک کنیم که آزاد است که اراده ی حیات باشد و یا اراده ی حیات نباشد. مسلک بودایی، اراده حیات نبودن را در کلمه نیروانا خلاصه می کند و همو است که برای ابد در میان تمامی معلومات بشر مجهول می ماند. (شوپنهاور، ۱۳۸۶، ص ۵۷)

شوپنهاور، آرتور(۱۳۸۶). جهان و تاملات فیلسوف. ترجمه رضا ولی یاری. نشر مرکز.

***

روی یک تابلوی روشن

تصویر یک مرد بدون اجزای صورت نشسته است،

فقط دو کلمه روی صورت او نوشته اند:

“می آید…می نویسد”

.

این مرد از سر صبح

نشسته است تا کسی برای او

دهان و چشم و بینی بگذارد

لیک فقط گوشه تابلو، یک تاریخ نهایی نوشته شده است

.

.

.

فکر که می کنم:

گرچه تکامل این جور نقاشی ها زمان نمی طلبد

ولی با این حال

هر “تحققی” اراده را می خواهد

.

ما را با این حدس ها سودی نیست:

شاید هم مرد روزی بدود:

بدون صورتش

مهزیار کاظمی موحد(۱۳۹۷/۸/۷)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *