عقل پرهیزگار و توسعه

عقل پرهیزگار و توسعه

عقل پرهیزگار در بررسی تجدد و توسعه به دنبال تصحیح مسیر می رود. عقل پرهیزگار، بضاعت را هم مد نظر قرار می دهد. بررسی بضاعت شخص، اهمیت ویژه ای دارد. جامعه که دیگر جای خود را دارد. مفهوم وُسع که جای خود را دارد.برای عقل پرهیزگار، مفهومی به نام “وسع” برای وی بسیار مهم تر از ایده آل ها و آرمان ها می باشد. عقل پرهیز گار تن به طمع نمی دهد.  تا سرنوشت یک جامعه را تباه کند. موقعیت ها را در توسعه دقیقتر بررسی می کند. دقیقتر حساب می کند. دقیقتر “می شمارد” . انفصال را  مد نظر قرار می دهد. در توسعه، تکیه اش بر “تنوع” است. انفصال ها را در جامعه می شناسد. این که وقتی برنامه ریزی انجام می شود، چه گروه هایی وجود دارند و بعد این گروه ها در درون خود

developement

چه زیر مجموعه هایی دارند. رفتار و فرهنگ هر کدام به چه صورت است. بنابراین در برنامه ریزی اجتماعی برای استفاده از سرمایه اجتماعی، انفصال ها را زیر نظر می گیرد. چه از جنس “فرصت های اجتماعی” چه از جنس “آسیب های اجتماعی”. کدام آسیب ها برای کدام گروه ها وجود داشته اند و هنوز در نظر گرفته نشده اند. یا چه فرصت های اجتماعی وجود داشته اند به کار نیامده اند. طبقه بندی دقیق تر، داشتن یک اعتماد به نفس ناشی از تفکر منفصل می تواند راه گشا باشد. با داشتن یک تصویر جامع از بضاعت جامعه می توان آینده را بهتر برنامه ریزی نمود. تنوع در جامعه و طبقات را خردمندانه مورد بررسی قرار می دهد. تبعیض قایل نمی شود. عقل پرهیزگار نقشه های خیالی برای توسعه نمی کشد. زوایا و تبعات کارش را مد نظر قرار می دهد. می داند که اشتباهاتش آرزوهای مردمی تنگدست را از بین می برد.

برای زنان و مردان مدرنی که جویاتی شناخت نفس اند گوته بی شک نقطه شروع خوبی است . او همان کسی است که در هیئت حماسه فاوست نخستین تراژدی توسعه را به ما ارزانی داشت.  البته هیچ کس – نه کشور های پیشرفته و نه کشور های عقب مانده ، نه ایدئولوگ های کاپیتالیست  و نه ایدئولوگ های سوسیالیست – مایل نیست با این تراژدی روبرو می شود.  و لیکن همگان پیوسته آن را {در زندگی خویش} اجرا می کند. خیال ها و چشم انداز های گوته به ما کمک می کند  در یابیم چگونه کاملترین  و عمیق ترین نقد مدرنیته تو سط همان کسانی مطرح می شود که با شور و شوقی وافر خود را به آغوش اجرا و رمانس مدرنیته پرتاب می کنند ولی اگر فاوست نوعی نقد {مدرنیته } است، در عین حال  نوعی چالش و مبارزه طلبی هم هست- آن هم بیشتر  نسبت به جهان  ما تا جهان خود گوته – چالشی برای تجسم خیالی و خلق شیوه های جدید ی از مدرنتیه  که در آن ها توسعه. محوطه  ساختمانی ناتمام فاوست همان زمین پرجوش و خروش اما لرزانی است که همه ما زندگی خویش را در آن حفظ و بر پا کنیم ( برمن ،۱۳۸۸، صص ۱۰۷-۱۰۸)

منابع:

برمن، مارشال،(۱۳۸۴) تجربه مدرنیته. ترجمه مراد فرهادپور، طرح نو

stiglitz

ژوزف استیگلیتز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *