علم و فلسفه از دیدگاه ویتگنشتاین

علم و فلسفه از یک مقوله نیستند. در علم نظریه ای می سازیم  و با آن تبیین و پیش بینی وقایع  می پردازیم. این نظریه با محک تجربه  آزموده می شود و فقط ممکن است ما را به حقیقت  نزدیک سازد.  در فلسفه ، بدین اعتبار، هیچ نظریه ای نداریم. “فلسفه” با توضیح اینکه چه کلامی با معنا است معضلات فلسفی را حل یا منحل می کند و وظیفه  ی دیگری ندارد. با وجود این، تعیین مرز کلام با معنی به تجربه تقدم دارد و پیش فرض  صدق یا کذب قضایا است. در فلسفه هیچ فرضیه ای نیست. چون وقتی معنی قضیه ای را می فهمیم . این معنی  نمی تواند مبتنی بر فرض  و حدس باشد. در علوم تجربی  با فرضیه ای علی و روش فرض  و استنتاج بر اساس قوانین و شرایط اولیه پدیدارهای عالم  را تبیین می کنیم. ولی بدین معنی در فلسفه هیچ تبیینی نیست.  تنها تبیینی که در فلسفه داریم، توضیح  به وسیله  توصیف است- توصیف کاربرد واژه ها.

هکر، پیتر.(۱۳۸۵). ماهیت بشر از دیدگاه ویتگنشتاین.  سهراب علوی نیا. نشر هرمس. ص ۱۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *