غریبی و سخن تازه

October geese on a cold winter’s night

غریبی در این جهان، شاید به اندازه ای که حالتی روانی باشد، مقوله ای جامعه شناختی هم هست. شاید در غریبی، اول از همه آرزو های افراد با آرزوهای دیگران هماهنگ نیست. وطن جای هم آرزو هاست. جهان وطنی یعنی آرزوهایت برای همه جهان معتبر باشد. درد دین را داشتن، عمیقا به نوع دوستی فکر کردن، الزاما با تحمل کردن قدری غربت در دنیای امروز همراه است. غربت کسی که در افکار دینی تنها است، خیلی هم غم انگیز نیست. کائنات با او حرف می زند. نوعی نشاط حزن آلود است. سخن تازه می شنود از هر که از کنار او رد می شود چون با خود طرحواره و چهارچوبی در ذهنش دارد که حرف های مردم را فیلتر می کئد، یا بهتر بگوییم شاکله می بخشد.

هین سخن تازه بگو تا که جهان تازه شود

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *