قاصد و نخل

 

روزی حتما قاصد آزادی می آید

با اسبی چوبین

سوی دهکده غربت

که چند سالی است اسیر خشکسالی است

سر راهش

برای رفع خستگی

زیر سایه چند نخل دور افتاده می آرامد

نخل هایی که دیگر از چشمه جنبش زمان دورند

و من می مانم

و حس کردن نسیم خنک زمان

وقتی آزادی را می فهمم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *