قطعه ای از اولریوس

قطعه ای از اولریوس

خود رواقیان- نیز تصریح کرده اند که علم اخلاق به منزله ی میوه درخت دانش و فلسفه است و همچنین ان را به زرده ی تخم مرغ که ارزش بیشتری دارد، تشبیه کرده اند. از آن جا که فلسفه رواقی در یک دوره بحرانی در یونان ظهور کرده بود. چاره ای جز این نداشت که اخلاق را هدف نهایی خویش بداند و برای نجات جامعه یونانی بیندیشد.

فلسفه ایشان شامل پند و اندرز به افراد انسانی برای نیل به رستگاری شخصی در یک دنیای خرد کننده است. هر چند مذهب رواقی یک نظریه بالنسبه پیچیده اخلاقی است. اصول و عقاید اساسی آن برای نیل به رستگاری شخصی خیلی شبیه به عقاید کلبیان است و آن را می توان در یک جمله بیان کرد: ” یاد بگیر که نسبت به تاثیرات خارجی سهل گیر و بی اعتنا باشی”(اخوان ، ۱۳۸۶)

از اولریوس:

می توانی فارغ از هر اجبار با آرامش خاطر بسیار زندگی کنی، گرچه همه جهانیان ضد تو هر چه خواهند فریاد سر  دهند و گرچه ددان این را که چون قالبی گرد تو را فرا گرفته ، بدرند. چه چیست  که اندیشه را  در این میان از جمعیت و آرامش داوری راست درباره پیرامونش و آنچه به آن روی می کند، باز دارد؟ داوری راست باید بتواند که به هر چه نگرد، گوید: این است گوهر (این واقعیت) تو گرچه به باور مردمان، دیگر گونه نمایی،  و آن که این را کار را دارد به آن چه پیش وی آید گوید : تو همانی  که می جستم چه آن چه پیش من آید همواره  مایه به کار داشتن هنر نطق و سیاست است و به کوتاه سخن مایه ی ورزیدن هنر است که از آن مردمان یا ایزدان است،  چه هر چه پیش آید یا به ایزدان پیوسته است یا به مردمان و یا نو است یا پرداختن به آن دشوار، اما معمول است و مناسب به کار داشتن .

اخوان، محمد(۱۳۸۶)  حرکت و اخلاق در فلسفه رواقی فصلنامه پژوهشی انیدشه نوین دینی. شماره ۶و ۷ پاییز و زمستان ۱۳۸۶صص ۴۷-۲۵

اولریوس، مارکوس. (۱۳۸۶). تاملات. ترجمه مهدی باقی و شیرین مختاریان.نشر نی. ص ۹۵-۹۶

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *