لطیف و پاک

تو چه پاکی! همچو رز

تو. چه لطیفی! مثل رقص ستاره ها در آسمان های دور

باز هم به انتظار نشسته ای

بر آستانه در خانه ات

در روستایی دور افتاده

وقتی به آسمان خیره می شوی

آگاهی به قاموس این روزگار را می طلبی

چشمان منتظر

با لکه ی اشک است که

که آگاهی می یابند.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *