مرکز

مرکز

در مرکز ذهن نظام یافته، هوا خوش است. از خرافات خبری نیست. آرامش برقرار است، داده های اضافه به کنار قرار داده شده اند. قرار هم نیست کسی آن را به راحتی به تصرف خود در آورد. ذهن نظام یافته استثمار نمی شود. استعمار نمی شود. مرکز ذهن نظام یافته اشباع از امید است. در عین حال بیم و امید در آن جاری است. این گونه است که لقب هوشیار را به یک شخص می دهند. مرکز ذهن نظام یافته آینده را با پیش بینی هایش به درون خود می کشد. مرکز ذهن نظام یافته، ما را برای انضباط آماده می کند. در می یابیم که ذهن نظام یافته به مساله  داد و عدالت زیاد توجه می کند. در مرکز ذهن نظام یافته سکوت محض است. ذهن نظام مند منتظر قاصد است. قاصدی که روش جدید را به او می رساند. مظور روش برخورد با حوادث  است. ذهن نظام یافته،خوش بین است. همه روان آدمی،در خدمت ذهن نظام یافته است. این گونه است که اگر چیزی با خرد سازگار باشد ذهن نظام یافته از مرکزش دستور می گیرد که از آن تمتع بردارد. ذهن نظام یافته، آماده است تا تیمار مردم را بخورد.

ذهن نظام یافته در مرکز خودش در می یابدکه برای ادامه زندگی اجتماعی نیاز به احترام به یک اصل دارد: منظور تقسیم کار است

افلاطون عامل شکل گیری جامعه را نیاز انسان ها به یکدیگر می داند و هماهنگ با این مبنا بر مساله تقسیم کار در جامعه آرمانی خود اهمیت ویژه می دهد. زیرا غرض زندگی اجتماعی ، تامین نیازهای متقابل افراد جامعه است و تحقق آن با بدون تقسیم کار ممکن نیست. هر کس باید به کاری که مستعد تر است، بپردازد تا با تمرکز بر کار واحد مهارت بیشتری به دست آورد و در نتیجه کیفیت کار بهبود یابد.(افلاطون)

انسان با خلاقیت در کار بر انگیخته می شود، درازنای تاریخ را می پیماید تا ایده را برای خودش پیدا کند. گاهی به تاریخ شفاهی روی می آورد گاهی هم منتظر مکتوبات است. می رود به آینده های دور…می رود رو به سوی نوعی شناخت. گل خلاقیت را می چیند و آرزویی دیگر را به یک شی تبدیل می کند یا خدمتی را ارئه می دهد.  این چنین است که با روند جهان انس می یابد.  خلاقیت و نوآوری می توان به ذات کار جلا بخشد. مرکز ذهن نظام یافته در ذات کار، خلاقیت را می بیند و در نوآوری است که فرد با ریتم جهان اطراف همراه می شود و این گونه جسم با او هنگام خلاقیت و نوآوری حرف می زند. آگاهی به انضباط جهان از طریق تفکر مداوم به دست می آید. نوعی تفکر استعلایی نیاز است. بیرون ممکنات دربرابر فرد خلاق قرار دارد(این که فرد با چه امکاناتی می تواند چه چیزی را پدید آورد) در درون ، انگیزه، آگاهی و قصد قرار دارند. التفات شخص خلاق به چیست؟

تعاريف متفاوتي از كار وجود دارد كه هر كدام از اين تعاريف ناظر بر بعد يا ابعادي از كار است. كار تقسيمات مختلفي از جمله كار يدي، فكري، فردي، گروهي، هدفمند و … را ميتواند شامل باشد. كار ميتواند به عنوان انجام وظايفي تعريف شود كه متضمن صرف كوششهاي فكري و جسمي بوده كه با هدف توليد كالاها و خدماتي است كه نيازهاي انساني را برآورده سازد. شغل يا پيشه كاري است كه برابر مزد يا حقوق منظمي انجام ميشود. كار در همة فرهنگها اساس نظام اقتصادي است. كه شامل نهادهايي ميشود كه با توليد و توزيع كالاها و خدمات سروكار دارند (گیدنز، ۱۳۷۴، ۵۱۲)

پروسة صنعتي شدن در شكل صنايع سنگين در ۴۰ سال گذشته حادث شده و در پي آن صنايع و تكنولوژي نوين وارد ايران گرديد، اما ما همچنان با معضل صنعتي شدن مواجه بوديم. دو دهه انقلاب ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ ميلادي را ميتوان به دورة به وجود آمدن فرصتهاي جديدي براي كشورهاي در حال توسعه قلمداد كرد. در اين دو دهه تعدادي از كشورها توانستهاند به سطح گروههاي پيشرفته صنعتي نزديك شوند (چين، كره، مالزي، تايوان، مكزيك و حتي تركيه …)، اما يكي از موانعي كه باعث شده است ما نتوانيم فرايند توسعه صنعتي را در كشور داشته باشيم، عدم وجود نگرش مثبت به كار و سرمايه، همچنين عدم ارزشمند بودن فرهنگ كار در ادبيات ايران و به دنبال آن در ميان فرهنگ مردم ميباشد.(فیوضات و مبارکی، ۱۳۸۷)

جبرگرايي و تقديرگرايي،  غنیمت شمردن دم و خوش بودن تمجید فقر و زندگي درويشانه،  دنیاگريزی و گاه دنیاستیزی و غلبه عشق بر عقل از جمله درون مايه ها مطرح بسیاری از آثار ادبي و قصّه های عامیانه و ضرب المثل ها فارسي محسوب مي شود. اين مفاهیم گرچه نزد عرفا معاني ديگر دارند امّا انتقال آن به ادبیات عامّیانه باور غلطي را در برخي مردم نسبت به دنیا و کار و تلاش به وجود آورده  است.  تلقي نادرست از تقدير و اعتقاد به بخت و اقبال و پیشاني نوشت و سپردن خود به سرنوشت در قصه های عامّه و كهن گذشته به صورت های مختلفی  چون استفاده از ستاره  شناسان و فال بینان و رمال و اسطرلاب خود را نشان داده است. (حنیف، ۱۳۹۱)

در کارخانه، اندیشه ها، به مفهوم کار قوام می بخشند. و نیز دستان کارگران. این امکان وجود دارد که یک فرد خلاق، هر بار فرد با نوعی تفکر تازه وارد محیط کار شود.  ایده ای که در ذهن او پنهان است شاید مرزهای آینده  و امکان را بگشاید. برای بیرون کشیدن آن به تمرکز  و فعالیت ذهنی ممتد نیاز است. بعد از ایده به مفهوم می رسد.سطحی از انتزاع را به خود می گیرد. هنوز خیال اطراف آن راپر می کند. پا به عرصه به هستی می آید. می شود منبعی برای تلاش.ایده در ذهن خلاق،  می رود به دور، می آید به همین نزدیکی .گاهی اوقات ایده روبروی چشمان ماست ولی ما آن را نمی بینیم.

منشا تولید خلاقیت چیست؟ آیا می توان خلاقیت را به توانایی ویژه ای از صفات شخصیتی نسبت داد؟ یا اجزای دیگری هستند که در این فرایند نقش بازی می کنند؟ تحقیقات نشان داده است که عوامل  اجتماعی و محیطی نقش های عمده ای در عملکرد خلاقانه ایفا می کنند. ارتباط قوی و مثبتی بین حالت انگیزشی شخص- جهت گیری انگیزشی – و خلاقیت وجود دارد. تا حد زیادی این محیط اجتماعی است یا لا اقل برخی از جنبه های محیط است که این جهت گیری را تعیین می کند. در همین ارتباط باید از “اصل انگیزش درونی خلاقیت”  سخن گفته شود. مطابق با این اصل “مردم زمانی خلاق می شوند که از طریق علاقه ، لذت ، رضایت و چالش در انجام کار احساس برانگیختگی کنند نه به وسیله فشارها و اجبارهای بیرونی”(باباپور خیرالدین، ۱۳۷۸)

وقتي كار از زاويه نوع نگرش به آن، مطالعه مي شود، به كليه عوامل و متغيرهايي كه به نوعي در ايجاد، ترويج و توسعه انگيزش ها و تمايلات به كار و نيز دروني كردن فرهنگ و اخلاق كار و توجه به كميت و كيفيت كليه عوامل اجتماعي و فردي مؤثرند، توجه مي شود. در اين ميان فرهنگ و محيط هاي اجتماعي نظير محیط هاي مذهبي، آموزشي، خانوادگي و… تأثيري به مراتب بيشتر از ساير عوامل دارند؛ زيرا هر عامل در  بستر فرهنگ و در قالب آن است كه تحقق مي يابد ؛ (محسنی تبریزی، ۱۳۸۴:ص ۴). نتايج بسياري از تحقيقات (استورم و ديويد كيت، ۱۹۸۹ ؛ هرسي و بلانچارد، جي مايكل لوبوف، ۱۹۹۴،۱۹۸۶)و … در چند دهه گذشته در كشورهاي توسعه نيافته و جهان سوم، نشانگر پايين بودن انگيزش به كار و موفقيت، بي ميلي و بي اشتهايي به فعاليت اقتصادي و توليد، احساس نااميدي، ناتواني، فتور و بدبيني به آينده و نظاير آن در بين نيروي كار بالقوه علی الخصوص جوانان و زنان است. (همان منبع).

افلاطون، جمهورف فواد روحانی تهران بنگاه نشر و ترجمه کتاب، بی تا.

باباپورخیرالدین، جلیل(۱۳۷۸) خلاقیت: توصیف؛ محدودیت ها و روش های ایجاد خلاقیت پیوند ۱۳۷۸ شماره ۲۴۱

حنیف، محمد(۱۳۹۱).آسیب های کار و تلاش در ادبیات مکتوب و شفاهی ایران. فرهنگ مردم ایران بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲۸ و ۲۹

محسنی تبریزی، علی اکبر. (۱۳۸۳).  سنجش ميزان انگيزش به كار و عوامل مؤثر بر آن.  مجله جامعه  شناسي ايران، دوره پنجم: شماره ۴

فیوضات، ابراهیم. مبارکی محمد.(۱۳۸۷) فرهنگ کار و سرمایه صنعتی در ادبیات ایران.  پژوهشنامه علوم انسانی شماره ۵۷ بهار ۱۳۸۷٫

گيدنز،آنتونی ( ۱۳۷۴ ). جامعه شناسي. ترجمه منوچهر صبوري. تهران: نشر ني.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *