مقدمه(۱): شورش و توسعه نیافتگی

در توسعه وعده زیادی داده می شود بدیهی است که هر که عمل کند می ماند. توسعه نیافتگی یک سری دردسر هایی را هم با خود دارد: یکی از آنها اعتماد به نفس است. معلوم است که طرح هایی که برای اولین بار قرار است در یک کشور توسعه نیافته اجرا شوند، نیاز به اعتماد به نفس هم دارند. برای این که اعتماد به نفس در بقیه ایجاد شود باید مقداری از بینش با تجربه ها و جهان بینی آنها را به کسانی که قدری احساس ضعف می کنند، بخشید. منظور این است که باید در کار تیمی برای رویارویی با یک مقوله و مساله توسعه نیافتگی حتما بینش کار هم ایجاد شود. با پاداش فقط می توان قدری تعهد را ایجاد کرد(البته که پاداش الزامی است!). ولی بینش در مورد کار هم الزامی است.

ببینید بینش شخص  و موضع شخص در قبال توسعه نیافتگی در باطن او نفوذ می کند، رفتار او وقتی با تعهد به کارش همراه می شود نوعی شورش را علیه واقعیت جاری و کنونی بر می انگیزد. بدیهی است که  کشور هایی مانند ایران کشورهایی هستند که در تاریخ خود عقب افتادگی را به  کرده اند. البته که باید کسانی را که در مدرنیزاسیون و توسعه ایران کوشیده اند، ارج نهاد. شورش علیه توسعه نیافتگی به زیبایی در تاریخ معاصر ایران دیده می شود و قهرمانان خود را هم دارد. ویژگی های روانی این مردمان سخت کوش و فهیم که تن به رخوت نداده اند، می تواند مورد بررسی قرار گیرد. بهار رد شد و حالا گرمای تابستان است. یاد آنهایی که برای توسعه ی ایران کوشیدند و رفتند هم بخیر.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *