مقدمه(۲): شورش و نوع دوستی

  1. این سو و آن سوی تاریخ معاصر، مردمانی بوده اند که شوریده اند علیه جلوه های توسعه نیافتگی. و بعد هم سر خود را با افتخار بالا گرفته اند که مثلا در افتتاح مدرسه ای در یک روستا نقش داشته اند و یا تعمیر نوعی قطعه را برای اولین بار در ایران آن هم در شرایط حاد زمانی انجام داده اند. اوضاع می تواند حادتر از این حرف ها باشد و جسم متبرک معلمی در آتش سوزی دبستانی در روستا سوخته باشد و کودکان را نجات داده باشد.

درود بر همه آنها!

این جوانمردان تنها، در شورشی که مورد بررسی قرار خواهد گرفت، به آنچه پیش از این بوده اند به خوبی اندیشیده اند و البته که خود را در امکانی در آینده یافته اند و نیز به آنچه هنوز هم نشده بوده اند، اندیشیده اند. این گونه، آنها، علیه یکی از جلوه های توسعه نیافتگی شوریده اند و “دیگری” را مد نظر قرار  داده اند و در ساحت اجتماعی، نغمه پیروزی را سروده اند. فرد این گونه در ساحت امکان خود را نشان می دهد  و به آینده میهن خود می پردازد. نوع دوستی یکی از محورهای این بررسی است.  در این نوع شورش که بحث خواهد شد، نوع دوستی یکی از محورهای اصلی است.

از مارسل داریم که:

 اراده قدرت ، که درونی ترین ذات هستی به شمار می رود، در پی آن است که آن چیزی را که از پیش در زندگی بوده است در ساحتی برتر تحقق بخشد تا جایی که زندگی آن چیزی است که همواره باید از خودش فراتر رود. در این جا خود ایده فراتر رفتن است که اساسی است. به عبارتی ، هستی، که اراده قدرت است، بر زندگی، به عنوان چیزی که همواره می توان به خاطر هستی حقیقی آن را کنار نهاد ، غالب است. (مارسل، ۱۳۸۸،ص ۲۸)

منابع:

مارسل، گابریل(۱۳۸۸). انسان مساله گون. ترجمه بیتا شمسینی. نشر ققنوس.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *