مقدمه(۴):شورش، موقعیت مرزی و توسعه نیافتگی

  1. شخص وقتی خود را در این موقعیت مرزی در می یابد که باید روی خود قبلی اش! خط بکشد و به سمت آینده برود، آن گاه آزادی را می چشد. آینده ای که فقط چند لحظه بیشتر دوام ندارد. از این جا تا کلاس آتش گرفته که در آن چند کودک گیر افتاده اند و یا از این جا تا نقطه ای که می شود دکل آتش گرفته را تعمیر کرد. او طغیان می کند علیه توسعه نیافتگی پس ما هستیم. او فداکاری می کند. می رود به جایی در امکان …می رود به بهشت… او خودش را خوب می شناسد.

اما موقعیت مرزی چیست؟

باشنده در آنچه یاسپرس آن را موقعیت مرزی یا نهایی می نامد، یعنی در مقابل رنج، و در مقابل مرگ، و در برابر تضادی که در خود می یابد، و در برابر مساله حقیقت و ایمان ، احساس می کند که امری غیر از خود او وجود دارد و غیر از همه باشندگان است، و آن قلمرو تعالی است. (ورنو، وال، ۱۳۹۲، ص ۳۱۷)

منبع:

وال، ژان. ورنو روژه. نگاهی به پدیدار شناسی و فلسفه هست بودن. ترجمه یحیی مهدوی. انتشارات خوارزمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *