نامه (۲) :درباره یک دانه…

درباره یک دانه…

زرد: دانه روییده است…آری حال دیگر این دانه روییده، و البته که آگاهی می درخشد دور و بر این جوانه…یعنی دانه ی ما قدری متین تر شده است. حرکات زندگی را یاد گرفته است. دیگر ساعت یاس و بی دانشی گذشته است. قدری نوید بهتر شدن را به ما می دهد. این روزهای تازه، دیگر ، حرکات روزگار را بهتر می شناسد. حامی خود است. و نیز از نشاط سرشار است. از خود بهتر دفاع می کند. حال و هوای این جوانه، نیاز است…نیاز دارد بخزد رو به آسمان. رشد و نموی بکند. نور می خواهد…آری نور… اما ذکر یک نکته هم ضروری است: ماجرای دل تنگ جوانه ادامه دارد.او همین چند روز پیش از صداقتی سپید به این مرحله رسید. با این حال، نشان زرد روزگار روی چهره اش چه خودنمایی می کند. من که جور دیگری نشانه ها را می فهمم. برای خودم همینطور تفسیر می کنم…می روم تا افق های نزدیک و دور که مثلا معنی حرکات یک جوانه چه شکلی می تواند پیدا کند. این طوری است که پیش بینی های جوانه در موردآینده با اشعه هایی که از افق نزدیک بر او می تابند جلا می یابند…حرکات او دقیق تر می شود. ضربات روزگار را طاقت می آورد. او از برج زمان، ابتدایی ترین مرحله را پیموده است. دیگر سپید ساده نیست. حال دیگر کارهای او از جنس شکوفایی است. امکانِ در آینده را می جوید. خوب می داند که تا افق نزدیک را می سنجد می بیند هنوز هم جای رشد دارد….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *