نظام فلسفه رواقی

پس از ارسطو، دو نظام فلسفی رواقی و اپیکورسی، نظریات اجتماعی مهمی آوردند. رواقیان جامعه را مانند طبیعت تابع قانون طبیعی  و انسان را طبعا اجتماعی دانستند و برادری انسان ها و جهان –میهنی را به میان نهادند و حقوق بین المللی را پایه گذاردند. اپیکورویسان با روشی مادی به تحلیل جامعه پرداختند، جامعه  را نتیجه تصمیم انسان های منفرد انگاشتند و یکی از نخستین نظریه های مربوط به میثاق  اجتماعی را طرح و اعلام کردند که انسان با اختراعات خود بر طبیعت مسلط می شودو از توحش به تمدن می رسد. (بارنز و  بکر، ۱۳۸۴، ص ۲۶۷)

خداشناسی رواقی وحدت وجودی است و رواقیان می گفتند خدا در کل هستی  وجود دارد و نیز باور داشتند عقل در مقام صفت اولیه الهی جهان را اداره می کند. جهان قصد و طرح الهی را مجسم می کند. و به نظریه فیلسوفان سینیک (سگواران، شکاکان نسبت به طبع نیک بشری) نزدیک می شوند. نزد رواقیان اخلاق به معنای رفتار بر حسب موازین خرد(عقل) است. قانون جهان به طور مطلق حاکم بر رفتار و زندگانی انسان و همه باشندگان است اما انسان بین همه باشندگان تنها موجودی است که آگاهانه و به طور ارادی از این قانون پیروی می کند.(دستغیب، ۱۳۸۶)

فلسفه رواقی، بیشتر اخلاق و دین است. فلسفه رواقی را می توان به فلسفه ی پوزیتیویستی تشبیه کرد. فلسفه تحققی آگوست کنت در محیطی کاملا آشفته و نا آرام پس از انقلاب کبیر فرانسه ظهور کرد و فلسفه ای انفعالی بود که می خواست راه خلی برای نابسامانی های آن دوره  به دست دهد و از این رو به اصالت تجربه روی آورد و با طبقه بندی علوم، دین انسانیت را پیشنهاد کرد(فولکیه،۱۳۶۶، ۱۴۹-۱۶۷) به همین سان فلسفه رواقی  نیز در دوره آشفتگی و افول  شوکت یونان ظهور کرد که دارای روح ماتریالیستی بود و بخش عمده آن را مسائل اخلاقی و راه حل هایی تشکیل می داد که برای حل مشکلات یونان ارائه شده بود.(اخوان، ۱۳۸۵)

در اخلاق رواقی، طبیعت عبارت است از نیروي پراکنده در اجسام که هر موجودي می تواند توسط آن به کمال طبیعی خود برسد . لفظ طبیعت به نظام و قوانین حاکم بر پدیدارهاي جهان مادي اطلاق می شود که از منظر ارسطو در مقابل صدفه و اتفاق قرار دارد؛ چنانچه گفته می شود: «. طبیعت کار عبث نمی کند » : طبیعت به این معنی گویی شخصی عاقل است. نظام طبیعت عبارت است از مجموعه قوانینی که زوایاي اشیاي ادراك شدنی را تفسیر می کند؛ و یا عبارت است از جریان یافتن حوادث مطابق قوانین معین(صلیبا،۴۴۳،۱۳۸۵،) طبیعت گرایی و یا ناتوریالیسم؛ براین اساس طبیعتگرایی عمل یا اندیشه اي است که بر بنیان غریزه هاي طبیعی نهاده شده باشد. در اصطلاح فلسفی نیز به معنی تبیین پدیده ها براساس قانون ها و واکنشهاي طبیعی است(شهیدی، ۱۳۸۵، ۱۹۳۵)

در زیر یک نمونه از پند های فبلسوف رواقی، امپراطور روم، مارکوس اولریوس آورده می شود:

اگر در زندگی آدمی چیزی بهتر از داد، راستی، میانه روی، بردباری و خشنودی که چون تو گزین کردن نتوانی ، کردارت را با خرد راست سازگار گرداند، یافتی ، با همه روانت بدان روی کن و از آن چه بهترینش یافتی ، تمتع بردار. اما اگر چیزی بهتر از ایزدی که در درونت نهاده شده نیافتی که بر امیالت چیره است و همه دریافت های تو را نیک وارسی می کند، و چنان که سقراط گفت، خود را از وساوس حس بری نموده  و خود را به ایزدان واگذارده و تیمار مردمان می خورد، اگر دیگر چیز ها را خرد تر و کم بهاتر از این یافتی، جای  به چیز دیگر  مسپار ، ، چه اگر از این ایزدی روی برتافتی و تن به آرزو در دادی، دیگر تو را یارای پرداختن به چیزی نباشد که در ژرفای هستی تو و آنِ توست، چه راست نیست که هر چیز دیگر، چون ستایش مردمان یا قدرت، یا تمتع برگرفتن از لذات، با آنچه از منظر خرد، سیاست و عمل نیک است با آن به هماوردی به میدان درآید.(اولریوس، ۱۳۸۶،ص ۳۵-۳۷)

اولریوس، مارکوس. (۱۳۸۶). تاملات. ترجمه مهدی باقی و شیرین مختاریان.نشر نی.

اخوان محمد.(۱۳۸۵) حرکت و اخلاق در فلسفه رواقی. فصلنامه پژوهشی اندیشه ی نوین دینی.شماره ۶ و ۷  پاییز و زمستان ۱۳۸۵

بارنز و بکر.(۱۳۸۴). تاریخ اندیشه اجتماعی، از جامعه ابتدایی تا جامعه جدید. ترجمه و اقتباس جواد یوسفیان و علی اصغر مجیدی.

دستغیب؛ عبدالعلی (۱۳۸۶(. فلسفه رواقی و سیاست. کیهان فرهنگی، تیر– شماره ۲۴۹

شهیدي، سید جعفر، فرهنگ متوسط دهخدا ، به کوشش : ستوده، غلام رضا، مهرکی، ایرج و سلطانی، اکرم، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۵ ش.

صلیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی، ترجمه: صانعی دره بیدي، منوچهر، چاپ سوم، تهران: انتشارات حکمت، ۱۳۸۵ ش.

فولکیه، پل، .(۱۳۶۶) فلسفه عمومی. ترجمه دکتر یحیی مهدوی. دانشگاه تهران. ص ۱۴۷-۱۶۹

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *