نیاز سرخ

مقدمه:

انسان حقیقت را می پذیرد نه ازیرا که حقایق جاودانه  وجود دارد، بلکه فقط به دلیل اینکه او خود از پیش چونان یک دازاین حمدودی فرض شده است که به گشودگی پرتاب گردیده و هستیی های دیگر را در هستی خود فرا افکنی می کند. آنها را آشکار و مکشوف می سازد: انسان از پیش فی الحقیقه آنجاست و فی الحقیقه  همواره بایستی آنجا باشد. اما چرا دازایان همواره باید باشد و بنابراین  چرا هستیی ها همواره مکشوف اند. چرا باید همیشه حقیقت وجود داشته باشد؟ تا زمانی که انسان نتواند این نکته را توضیح دهد هر سخنی  درباره حقیقت “جاودانه “،ادعایی خیالی بافی می ماند. (کاکلمانس، ۱۳۸۰، ص ۲۳۱)

کاکلمانس.جوزف، جی.(۱۳۸۰) مارتین هایدگر. پیش در آمدی به فسلفه او. ترجمه موسی دیباج. نشر حکمت

***

نه وفا

نه امید

نه چشم انداز

نه آینده و نه گذشته

و نه حتی حال

هیچ کدام فی نفسه

به اندازه واژه” صبر”

نیازی سرخ به تفسیر

در دشت تشنه معنا

کنار نهر پر رنگ حقیقت

ندارند

مهزیار کاظمی موحد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *