همه یک نغمه حزین

همه تجدد را اینجا و اکنونت نپندار…

لختی، نفس هایت را بشمار

از پنجره

بیرون را که می نگری

نغمه ی حزین کشته معنا

در جوی ها جاری است

و

ظرف دانه کبوتر آگاهی

دیرگاهی است جلوی در افتاده…

و

طرف پرچین های روستا

خنده های پیرمرد خنزرپنزری…

 روی زمین ریخته…

مهزیار کاظمی موحد(۹۷/۵/۲۸)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *