هپروتی

هپروتی روال را نمی شناسد. حال خاستگاهش هر نقطه ای که می خواهد باشد. کلا از مفهوم تکامل چیزی سر در نمی آورد. چند سال برای او مدتی طولانی است. هپروتی بد روال را می فهمد. یعنی روال را فقط در رقابت می شناسد. آن هم با رقبایی که هیچ وقت زورش به آنها نمی رسد. هپروتی نمی تواند و روز را به بقیه اعضای گروه تلخ می کند. هپروتی جایگاه یک کشور را در جهان پر تلاطم نمی شناسد و مدام حرف خود را می زند. هپروتی فقر تاریخیگری دارد. تاریخچه را نمی شناسد. واقع بین نیست. نمی خواهد باشد. طمع کورش کرده است. پز می دهد و جلو می رود. احساس حقارت درونش او را به فضولی می کشاند. از تکامل های چند ساله چیزی نمی فهمد. روند پیشرفت را در جهان علم یا تکنولوژی نمی فهمد. تکیه بر شانس دارد که ته دلش منظورش همان زد و بند است. نگارنده حساب ها با هپروتی ها دارد. چون هپروتی ها در این کشور دشمن آرزوهای واقعی متوسط و دست یافتنی هستند.

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

 

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم

از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *