وبر و تاریخ

در نظر وبر، تاریخ نمودار تناوبی است میان روال روزمره  ی مبتنی بر قواعد خواه سرچشمه این قواعد سنت باشد و خواه نظامی  از قوانین اجرایی  دیوان سالارانه و فوران های زودگذر  دگرگونی  خلاقانه ملهم از اندیشه هایی که هیچ توجیه عقلانی را جایز نمی شمارند و سلطه کاریزمایی ناگزیر ناپایدار است، زیرا این سلطه از کیفیت های شخصی  بنیادگذار سرچشمه می گیرد و نمی تواند  بیش از او عمر کند: هر کاریزما در جاده ای از یک زندگی عاطفی متلاطم که هیچ عقلانیت اقتصادی نیم شناسد به سوی مرگی آهسته بر اثر خفگی  زیر بار  گران منافع مادی در سفر است. هر ساعت از هستی کاریزما  او را به این فرجام نزدیک تر می کند از این جاست که عادی سازی کاریزما پدید می آید یعنی کوشش برای حفظ اقتدار بنیادگذار از راه تبدیل آن به شکل روزمره تر سلطه ی سنتی یا حقوقی(یا از ترکیبی از این دو). این فرایند  از ” میل به تبدیل کاریزما از عطیه  رحمت روزگاران اقانیم خارق العاده  به دارایی مستمر  زندگی روزمره”سرچشمه  می گیرد اما حاصل آن این است که به نحو فزاینده ناچار سرچشمه استثنایی را که دعوی کاریزما یی در وهله نخست از آن ها مایه گرفته است از میان بر می دارد، در همان حال که همزمان امکان می دهد که ” پیروان یا مریدان به بهره برداری از قدرت و امتیازات اقتصادی بپردازند.”

کالینیکوس آلکس.(۱۳۸۵). درآمدی تاریخی در نظریه علوم اجتماعی. ترجمه اکبر معصوم بیگی. نشر آگه. صص ۲۹۹-۳۰۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *