کار در یاد

گفتیم کار در یاد است. یاد، شناخت عبرت آموز است. یاد، گذشته را به صورت عبرت آموز مد نظر قرار می دهد. سازمانی که عبرت می گیرد. مدرن است. در برابر تضاد هم راحت تر تصمیم می گیرد. در ادامه، یک نکته: کار منبسط می شود از عطر یاد.عبرت، در مدرنیته برای خودش عطری دارد. عطر آگاهی… یادگیری و شناخت. بازخور باید به دنبال تضمین عبرت آموزی باشد. کنترل نیز در یک سازمان، نمی تواند مستقر شود، پیاده شود اگر این یاد لحظه ای نباشد.

دازاین در آن کاری  که پیشه می کند، در آنچه به کار می گیرد، در آنچه چشم دارد، در آن کاری که از آن پیشگیری می کند و در تودستی هایی که در فراگرد جهان بدوا پرداخته شده اند، هم از آغاز خودش را می یابد. (هایدگر، ۱۳۸۶، ص ۳۰۸)

کار در استمرار یک نیت نیک است که ، یاد می شود. کار به پیش می رود. کار در مفهوم خود متجلی می شود. کار، سر از گذشت در می آورد. گذشت و عبرت از یک جنسند. راه خیلی دوری نباید پیمود تا این دو عنصر را هم ذات یافت. در عبرت می آموزیم که مساله و مشکلی در سازمان ممکن است برای ما هم رخ دهد. پس کار در سازمانی که عبرت می گیرد، سر از گذشت هم در می آورد. گفتیم انفصال از مبانی مدرنیته است. یک سازمان با انفصال از گذشته، رشد می کند. مساله ای که بدیهی است اما خروج از انجماد در عمل خیلی سخت است. معنای دیگری می یابد. باید  فرهنگ کار در درون سازمان به گونه ای تعریف شود که فرهنگ عبرت آموزی را به خود به همراه آورد. این مساله را به طور عینی هم می توان مورد بررسی قرار داد. انفصال در یک سازمان یعنی بتوان در یک سازمان افراد را طبقه بندی کرد. روحیات افراد را توانایی های افراد را. انفصال در سازمان مدرن، یعنی تلاش برای تفکیک هر چه بیشتر آدم ها در سازمان. در عصر پست مدرن باید بعضی “انفصال های منزوی شده” را احترام نهاد. مثلا انفصال های مربوط به نژاد در سازمان های چند ملیتی.

discrimination

منبع:

هایدگر، مارتین.(۱۳۸۶). هستی و زمان. ترجمه سیاوش جمادی. نشر ققنوس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *