کلام دلنشین پاییز

کلام دلنشین پاییز، به پایان خط نزدیک می شود. یعنی به روزهای زمستانی نزدیک می شود. این روزها لحن خزانی هر درخت، برای ما پیامی دارد. پاییز همچو آیینه ای است در برابر ما و ما با آن خوب می فهمیم که چه کلماتی را در دل دلتنگ خود داریم. آشوب سبز بهار نزدیک نیست ولی فکری دور دلچسب است. زمان می رود. این روزها، دلخوشی هر لحظه پاییزی به این است که با تبلور عاطفه ی انسانی آمیخته شود. سراغ هنر که می رویم می فهمیم در مورد پاییز چه حرف های ناگفته ای با خودمان داریم. با هنر می شود سخن گفت از ناداشته ها و ندیده ها ولی در هر حال، نمی توان از رفتن پاییز و کلام دلنشین راحت گذشت. لطف هر پاییز، در این است که می توان در روزهای کوتاهش فکری بلند داشت. شعله ور است همین نزدیکی ما اتشی که هرگز نمی میرد در دل طبیعت…طلایی رنگ برگ های خزان را می گویم. پاییز فصل جست و جو است. استدلال های خاصی در باب سرنوشت و مفهوم زندگی در رنگ های جادویی آن نهفته است. دارایی خود را به حراجی گذاشته طبیعت… دو قلم رنگ مَشتی و دو فرقه زیبایی لای نهر ها و درخت ها دونه ای چند؟ مفت مفت…فقط دو چشم بینا می خواهد و ذهنی که خوب این نشانه ها را کنار یکدیگر بگذارد. خیابانی که منتظر ماست تا متر شود! دلمان با استدلالی تازه در مورد مفهوم زندگی باز شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *