کوره راه خرد

کوره راه خرد
***
باد می وزد، ناقوس ها می نوازند، کلیسا خالی است. اما عطر اوراد عشق در هر گوشه ای از کلیسا پراکنده است.وقتی از این پایین، به برج کلیسا نگاه می کنی… هیجان ارتفاع برایت زیاد می شود، اما به یاد داشته باشد که برج ها همیشه ایمان را می آزمایند. ایمان به پرواز را…ایمان به نترسیدن از شناخت… به بلندی رسیدن، اعتماد هم می خواهد. هم چنین مهم است که بدانی به چه کسی باید اعتماد کنی.
البته این سطر ها دیر به ذهن آدم می رسند. وقتی قرار است درباره ایمان بنویسی دنبال الهام می گردی…الهام می تواند یک عنصر اصلی در شکل گیری ایمان ما باشد. ما می توانیم از یک مومن، الهام بگیریم…یا یک شخصیت تاریخی که در دین درخشیده است. توحید خود یاریگر ما است در این راه.
او می رود به آینده..می رود سوی صلیب های به خون نشسته… اوراد پی در پی او وقتی در راه عشق قدم بر می دارد…همگی متبرکند…اورادی که او از سر شناخت به تو پیدا در دلش حفظ کرده است. با این حال، او در زندگی خودش به دنبال این است که چگونه نگاه ممتد ترا از دست ندهد. هر وقت از دور می نگری، او هم راه را با نگاه به چشمان تو در می یابد. بدون نگاه تو، سقوط می کنم. ولی وقتی نگاهت را از من نمی دزدی…آن وقت امتداد افق را می گیرم و سوی تو می آیم. می آیم تا به تو پیوندم. اگر این طور شود که تو مرا به حال خود رها کنی، آن وقت دیگر ژرفای پرتگاه دور از دسترس نیست و می شود افتاد! در سر هر مومن، بیم و امید شناخت تو هست…بیم و امید شناختن….این بیم و امید در طول یک سال در بعضی روزها بیشتر هم می شود. منظور عصرهای بعضی از جمعه هاست و عطرهای غریبشان…
خِرَد همواره ترا توصیف می کند، گرچه از آن چه ذاتی توست، چیزکی هم می داند. مهم نیست با چه وضعی “راه می افتیم”، در راه های منتهی به شناخت تو، باید با بیم و امید به جلو رفت. ولی در هر حال نباید توقع زیادی داشته باشیم. شاید در هر مرحله که قناعت کنیم و بعد هم شکر نماییم…آن وقت بیشتر و بهتر جلو برویم…به هر حال، با طلب شناخت توست که ما در زندگی جلو می رویم. هر روز، در کوره راه های خرد این سو آن سو می خزیم. ولی مطمئنم تو ما را در می یابی که چه شوقی برای تو داریم.
بدیهی است که بررسی راه های خرد برای شناخت تو، پژوهشی سترگ را می طلبد. پژوهشی در آشوب ابروانت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *