چند مفهوم جامعه شناسی

کاستلز، بیان تحولات اخیر در چشم انداز اجتماعی
1123

نزدیک به پایان هزاره دوم میلادی، چند رویداد که از اهمیت تاریخی برخوردارند، چشم انداز اجتماعی زندگی انسان را دگرگون ساخته اند. انقلابی تکنولوژیکی که حول محور تکنولوژِی های اطلاعات متمرکز است با سرعتی شتابان در کار شکل دهی مجدد بنیان مادی جامعه است. اقتصاد های سرتاسر جهان به یکدیگر وابسته شده اند و در سیستمی که هندسه آن همواره در حال تغییر است، شکلی جدید از روابط میان اقتصاد، دولت و جامعه ایجاد کرده اند. اکنون سقوط دولت سالاری شوروی و به دنبال آن اضمحلال جنبش بین المللی کمونیسم، مبارزه تاریخی با کاپیتالیسم را تضعیف کرده، چپ سیاسی (و نظریه مارکس) را از جاذبه مرگبار مارکسیسم-لنینیسم نجات داده، نقطه پایانی بر جنگ سرد گذارده، خطر قتل عام اتمی را کاهش داده و جغرافیای سیاسی جهان را به گونه ای بنیادین دگرگون ساخته است. سرمایه داری نیز دستخوش تجدید ساختاری بنیادین شده است. مدیریت انعطاف پذیرتر، تمرکز زدایی، شبکه ای شدن شرکت ها در روابط داخلی و بین شرکتی. قدرت یافتن چشمگیر سرمایه در برابر نیروی کار و در نتیجه کاهش نفوذ جنبش کارگری. فردی شدن و تنوع روز افزون روابط کار و تنوع روز افزون روابط کاری، مشارکت گسترده(غالبا تحت شرایط تبعیض آمیز) زنان در بازار کار ، دخالت دولت برای آزاد سازی گزینش بازارها، حذف دولت های رفاهی که شدت و جهت گیری آن به ماهیت نیروها و نهاد های سیاسی هر جامعه بستگی دارد و افزایش رقابت اقتصادی جهانی در شرایط تمایز فزاینده جغرافیایی و فرهنگی که زمینه ساز انباشت سرمایه و مدیریت است، از ویژگیهای بارز این تجدید ساختار به شمار می رود. (کاستلز، ۱۳۸۵، صص۲۷-۲۸)

کاستلز، مانوئل.(۱۳۸۵). عصر اطلاعات اقتصاد، جامعه و فرهنگ ، ظهور جامعه شبکه ای. ترجمه احد علیقلیان، افشین خاکباز.. انتشارات طرح نو.

****

وبر و سرمایه داری جدید
untitled

وی، پیدایش سرمایه داری جدید را، بر خلاف گفته مارکس که سرمایه داری را نتیجه ی یک تحول موجب به ایجاب ضروری می دانست، محصول عوامل تاریخی متعدد و در عین حال، مساعد معرفی می کرد، و ضمن تتبعات وسیع، خود می خواست نشان دهد که چگونه معتقدات دینی و افسانه ها و آداب و رسوم در نزد ملل مختلف مانع از پیداش رژیم سرمایه داری شده هر چند که در بعضی موارد عوامل اقتصادی نیز خالی از تاثیر نبوده است.

به نظر وبر، آنچه محیط اجتماعی اروپا را مهیای پروش رژیم سرمایه داری کرده است، همان طور تفکر ناشی از مذهب پروتستان بود. بدین نحو که پروتستان ها به عکس کاتولیک ها که زهد و تقوی را در رهبانیت و ترک دنیا می دانستند، زهد و تقوی را در حمایت و حراست خود انسان و نفس انسان می دیدند و بر اثر همین اعتقاد از تجمل و افراط در جلب لذات خودداری می کردند و در نتیجه امکان ذخیره و به کار انداختن سرمایه برای ایشان فراهم می آمد.(نراقی، ۱۳۸۴، ص ۱۳۹)

نراقی، احسان. (۱۳۸۴). علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن. نشر فرزان روز.

***

آگوست کنت و مراحل سه گانه
comte

کنت حتی در همان اوایل کار و در سال ۱۸۴۲ که هنوز شاگرد سن سیمون بود، برای خود این وظیفه را قایل شده بود، که “کشف کند که چگونه نوع بشر از طریق پشت سر گذاشتن رشته ثابتی از دگرگونی های پی در پی، از حالتی نه چندان برتر از میمون های عالی، به تدریج به نقطه ای رسید که اروپای متمدن امروزه در آن سیر می کند.” کنت با به کار بستن آنچه را که خود روش مقایسه علمی در گذشت زمان نامیده بود به مفهوم بنیادی خویش دست یافت که همان قانون پیشرفت بشر یا قانون سه مرحله ای است.

تکامل ذهن بشر به قرینه تکامل ذهن فردی صورت گرفته است. انتولوژی یعنی تحول ارگانیسم فرد بشر، یادآور فیلوژنی، یعنی تحول گروه های بشری یا تحول سراسر نوعی بشر می باشد. هر یک از ما ها در کودکی یک مومن دو آتشه و در بلوغ یک ما بعد الطبیعه گرای انتقادی و در بزرگسالی یک فیلسوف طبیعی هستیم. نوع بشر نیز همین سه مرحله عمده را در فراگرد رشد خویش پشت سر گذاشته است.

هر یک از مفاهیم شاخص ما و هر شاخص از دانش ما این سه وضع نظری متفاوت را به گونه ای پی در پی پشت سر گذاشته است. وضع خداشناختی یا افسانه ای ، وضع مابعد الطبیعی یا تجریدی و وضع علمی یا اثباتی … در مرحله خداشناختی ذهن بشر به دنبال ماهیت ذاتی هستی ها و علت های نخستین و غایی(سرچشمه و مقصود) همه معلول ها است… و تصوّر می کند که همه پدیده ها بر اثر کنش بی میانجی هستی های فرا طبیعی ایجاد می شوند، در مرحله ما بعد الطبیعی … ذهن می گذارد که نیروهای انتزاعی و موجودات حقیقی (یعنی تجرید های تشخص یافته ) می توانند همه پدیده ها را به وجود آورند. اما در مرحله نهایی ، یعنی در مرحله اثباتی ذهن انسان جستجوی بیهوده مفاهیم مطلق ، سرچشمه و مقصد گیتی و علت پدیده ها را رها می کند و وقت خود را به بررسی قوانین پدیده ها، یعنی همان روابط دگرگون ناپذیر توالی و همانندی اختصاص می دهد.”

به نظر کنت هر یک از مراحل اصلی تکامل ذهنی بشر ، ضرورتا از بطن مرحله پیشین آن پدید می آید. ” ساخته شدن هر نظام نوی تنها پس از نابودی نظام کهنه ”   و تحقق بالفعل امکانات بالقوه سامان ذهنی پیشین امکان پذیر است . “حتی برای برترین اذهان نیز تشخیص ویژگی های دوره بعدی بدون نزدیک شدن کامل به آن دوره امکانپذیر نیست.” (کوزر، ۱۳۸۵، صص ۲۸-۲۹)

کوزر. لیوئیس. (۱۳۸۵). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی. ترجمه محسن ثلاثی.انتشارات علمی

***

تنازع طبقاتی
marx
تنازع های طبقاتی، ویژه هر شیوه تولید خاص، به پیدایش طبقاتی می انجامند که دیگر نمی توانند در چهارچوب نظم موجود منافع شان را تامین کنند. در این ضمن، رشد نیروهای تولیدی به آخرین حدود روابط تولیدی موجود می رسد، هر گاه که چنین لحظه ای فرا رسیده باشد، طبقات جدیدی که باز نماینده اصل تولیدی نوینی اند و در زهدان سامان موجود پرورانده شده اند، شرایط مادی مورد نیاز برای پیشرفت آینده را می آفرینند. به هر روی، ” روابط تولیدی بورورژایی فرجامین صورت تنازع در فراگرد اجتماعی تولید است. (کوزر، ۱۳۸۵، صص۹۲- ۹۳)

کوزر. لیوئیس. (۱۳۸۵). زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی. ترجمه محسن ثلاثی.انتشارات علمی

***
parsons
کارکرد یک نظام زنده با مجموعه فعالیت های متناظر است که نیاز یا نیازهای نظام را به عنوان نظام بر آورده می کنند. مفهوم کارکرد(function) در معنایی که پارسونز از آن در مد نظر دارد، برای تحلیل سیستمی، دست کم برای تحلیل نظام کنش مفهومی اساسی است. پارسونز می نویسد : ” مفهوم کارکرد پیامد و نتیجه ضروری مفهوم نظام زنده ای است که برخی از خصوصیاتش را شرح می دهد که بعضی از آنها به روابط نظام و محیطش مربوطند و بعضی دیگر به روابط اجزای خود درونی نظام ”

روشه گی.(۱۳۷۶) جامعه شناسی پارسونز. ترجمه عبدالحسین نیک گهر. موسسه فرهنگی انتشارات تبیان.

******

تعریف مدرنیت از گیدنز
guddens
مدرنیت به شیوه هایی از زندگی یا سازمان اجتماعی مربوط می شود که از سده هفدهم به بعد در اروپا پیدا شد و به تدریج نفوذی کم و بیش جهانی پیدا کرد. این تعریف ابتدایی، مدرنیت را به یک دوره زمانی و یک جایگاه جغرافیایی اولیه مربوط می سازد، ولی در ضمن ویژگی های عمده اش را در جعبه سیاه سربسته باقی می گذارد. (گیدنز، ۱۳۸۴، ص ۴)

گیدنز، آنتونی.(۱۳۸۴) پیامد های مدرنیت. ترجمه محسن ثلاثی. نشر مرکز

***

پسامدرنیت

به گفته او، پسا مدرنیت به رویگردانی از کوشش در جهت مبتنی ساختن معرفت شناسی بر پیشرفت طراحی شده به وسیله انسان و دوری گزیدن از این نوع اعتقاد اطلاق می شود. شرط وقوع پسا مدرنیت با بی رمق شدن “روایت بزرگ” مشخص می شود یعنی همان ” طرح داستانی ” که بنابر آن، ما در تاریخ به عنوان موجوداتی با گذشته معین و آینده پیش بینی پذیر قرار گرفته ایم. دیدگاه پسامدرن انواع داعیه های ناهمگون نسبت به دانش را در نظر می گیرد که در میان آنها علم جایگاه ممتازی ندارد. (گیدنز، ۱۳۸۴، ص ۵)

گیدنز، آنتونی.(۱۳۸۴) پیامد های مدرنیت. ترجمه محسن ثلاثی. نشر مرکز

***

فرا روایت

اصطلاح فرا روایت ها، از دیدگاه پست مدرن ، نامیدن آن ویژگی یا ویژگی هایی از مدرنتیه است که به وسیله طرفداران و اندیشمندان مدرن از عناوینی مانند علم، درک یا فهم که به طور عمومی یا گسترده می تواند پایه های ثابت و فراگیر از علم و درک تحولات اجتماعی و هم چنین جایگاه انسان و نحوه نگرش به خلقت را تامین و تضمین نماید استفاده می شود. بدین معنا، اصطلاحات روایت و فرا روایت خالی از طعن نیست.(قادری،۱۳۸۲، ص۱۵۷)

قادری، حاتم(۱۳۸۲) اندیشه های سیاسی در قرن بیستم. انتشارات سمت

****

تعریف جامعه

وجود روابط انسانی در جامعه به وسیله گروه زیادی از جامعه شناسان تاکید شده است. در حقیقت همان روابط، موجب انسجام و پایداری و استقرار جامعه است. آگوست کنت معتقد است که ” جامعه از تمام افراد زنده و کسانی که از جهان رفته اند ولی با تاثیر خود در ذهن آیندگان به حیات خویش ادامه می دهند، تشکیل گردیده است.” وی می گوید: جامعه انسانی به خردمندی اعضایش ممتاز است، تعلق و دلبستگی در جامعه انسانی تنها افراد معاصر را به هم مربوط نمی کند، پیوند گذشتگان و آیندگان چنان است که می توان گفت مردگان از پیش بر زندگان حکومت می کنند. زندگی انسان تحت تاثیر میراثهای فرهنگی و اخلاقی گذشتگان است و جامعه انسانی بیشتر شامل مردگان است تا زندگان. (وثوقی و نیک خلق، ۱۳۸۱، ص ۷۵)

***

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *