یاد

در به یاد آوردن، بخشی از عاطفه ما درگیر گذشته می شود. گذشته ای که دیگر گذشته است. یاد هیچ وقت تهی نیست. بارقه عاطفه در آن می درخشد. یاد دیگری اعماق قلب انسان را می گیرد. در یاد ما متصل می شویم به هستی. یاد برای ما بخشی از زمان را که گذشته است دوباره پیش روی ما می آورد. در یاد، عاقبت هر کس نیز پیش روی ما قرار می گیرد. در یاد به سرنوشت هر کس هم می اندیشیم. این، از یاد کردن دیگری.

یاد تو همیشه پیش روی کسی است که عاقبت اندیش است. یاد تو در رگ ها او جاری است. او که جویای حقیقت است، مدام یاد تو را پیش روی خود می بیند. آگاهی می یابد به این که کل جهان یاد تو را می کند. به طور مستمر و ممتد.البته که باید یاد “دیگری” بود تا یاد تو بودن معنا پیدا کند. باید از “دیگری” مطلع بود. باید در سختی ها همراه او بود. معنای این جهان در یاد تو بودن است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *