صفا و اصالت

صفا

***

صبح صادق

آن بیرون از کلبه که نه

بلکه در همین سفره ای که هر روز  روی زمین می انداختند

در قالب نقش و نگار های همین سفره

(عشوه ها و تلالوی انوار صبحگاهی را اضافه کنید

و نیز طرف چمنی)

منتظر یک موضوع جدید گفت و گو است

که بیشتر بداند از آن مرحوم

و البته ماییم و مذاکرات تمام نشدنی بازماندگان

(حلوا و خرما چیده اند

روی یک میز)

بر سر صفا و صمیمیت مرده

(معنی صبح صادق، طلوع صفا در جهان نیست؟)

.

.

و برف نازل

آن بیرون کلبه نه

بلکه در قالب نقش و نگارهای یک پتو

همان که روی جنازه بود

همان شب حادثه مهیب که نه

همان روز ممتدی که مرحوم تصور می کرد

طولانی است و خسته کننده است و ساکت است

و مگر معنای شب حادثه، تفکر در اصالت خود نیست

و لو بی سر و صدا

آه ،

صدای یک پرنده می آید

آه،

همه جا روشن است

آه،

چه شبی بود

آه،

چه روزی است

مهزیار کاظمی موحد(۹۷/۱۱/۱۰)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *