استعمار

استعمار

****

از سر شب

با جملات

در ذهنش بازی می کرد

تصاویر جلوی چشمش جلوه می کردند:

چلچراغ های آتش گرفته

شکست از درون

کشتی غرق شده

کشتی آتش گرفته

کاخی که فرو می ریزد

آگاهی انسان این طور

دست به دست می شود

دست راهزنی می افتد

که ذهن او را استعمار می کند

چه حزن انگیز!

نه!… چه رقت بار!

وقتی کسی قرار نیست با خودش روراست باشد!

مهزیار کاظمی موحد

 

conolization

آفریقا!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *